معلم ابتدایی

فعاليت هاي كلاس ششم ابتدایی

معلم ابتدایی

پروین دشتی نژاد پور
معلم ابتدایی فعاليت هاي كلاس ششم ابتدایی

چند راه موفقیت

چند راه برای موفقیت:

* برنامه ریزی کن وقتی که دیگران مشغول بازی کردن هستند؛

* مطالعه کن وقتی که دیگران در خواب هستند؛

* تصمیم بگیر وقتی که دیگران مردد هستند؛

* خود را آماده کن وقتی که دیگران درخیال پردازی هستند؛

* شروع کن وقتی که دیگران در حال تعلل هستند؛

* صرفه جویی کن وقتی که دیگران در حال تلف کردن هستند؛

* گوش کن وقتی که دیگران در حال صحبت کردن هستند؛

* لبخند بزن وقتی که دیگران خشمگین هستند؛

* پافشاری کن وقتی که دیگران در حال رها کردن هستند.


تاريخ : جمعه ششم اردیبهشت 1392 | 21:57 | نویسنده : پروین دشتی نژاد پور |

مادر

مادر يعني به تعداد همه روزهاي گذشته تو، صبوري!
مادر يعني به تعداد همه روزهاي آينده تو ،دلواپسي!
مادر يعني به تعداد آرامش همه خوابهاي کودکانه تو، بيداري !
مادر يعني بهانه بوسيدن خستگي دستهايي که عمري به پاي باليدن تو چروک شد!
مادر يعني بهانه در آغوش کشيدن زني که نوازشگر همه سالهاي دلتنگي تو بود!
مادر يعني باز هم بهانه مادر گرفتن..

پیشاپیش روز مادر و روز معلم مبارک

 



تاريخ : پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1392 | 17:12 | نویسنده : پروین دشتی نژاد پور |

داستان

روزی دست پسر بچه ای که در خانه با گلدان کوچکی بازی می کرد ، در آن گیر کرد و هر کاری کرد ، نتوانست دستش را از گلدان خارج کند
به ناچار پدرش را به کمک طلبید اما پدرش هم هر چه تلاش کرد نتوانستند دست پسر را از گلدان خارج کنند . پدر دیگر راضی شده بود به شکستن گلدان که تصادفا خیلی هم گرانقیمت بود ، فکر کرد . قبل از این کار به عنوان آخرین تلاش به پسرش گفت : دستت را باز کن ، انگشت هایت را به هم بچسبان و آنها را مثل دست من جمع کن آن وقت فکر می کنم دستت بیرون می آید .
پسر گفت : " می دانم اما نمی توانم این کار را بکنم "
پدر که از این جواب پسرش شگفت زده شده بود پرسید : " چرا نمی توانی ؟ " پسر گفت : " اگر این کار را بکنم سکه ای که در مشتم است ، بیرون می افتد " .

"*" گاهی انسان در زندگی به بعضی چیز های کم ارزش چنان اهمیت می دهد که ارزش دارایی های پرارزش مان را فراموش می کنیم ."*"


تاريخ : سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1392 | 14:6 | نویسنده : پروین دشتی نژاد پور |

نقل و انتقال فرهنگیان

ثبت‌نام نقل و انتقال فرهنگیان تهرانی آغاز شد/ اعلام نتایج؛ تیر و مرداد

مدیرکل آموزش و پرورش شهر تهران از ابلاغ بخشنامه نقل و انتقال فرهنگیان تهرانی خبر داد و گفت: نتایج نقل و انتقالات، در تیر و مردادماه اعلام می‌شود.

خبرگزاری فارس: ثبت‌نام نقل و انتقال فرهنگیان تهرانی آغاز شد/ اعلام نتایج؛ تیر و مرداد

سید علی یزدیخواه، مدیرکل آموزش و پرورش شهر تهران در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعی باشگاه خبری فارس «توانا» اظهار داشت: بخشنامه نقل و انتقال فرهنگیان شهر تهران به مناطق آموزش و پرورش و مدارس تهران ابلاغ شد.

وی ادامه داد: بر این اساس معلمان شهر تهران می‌توانند پس از دریافت کد و رمز اختصاصی، برای انتقال درون استانی یا خارج از استانی ثبت‌نام کنند.

مدیرکل آموزش و پرورش شهر تهران در خصوص نتایج نقل و انتقالات گفت: نتایج درخواست‌ها در تیر یا مرداد ماه اعلام می‌شود.

وی تأکید کرد: نقل و انتقالات در تهران تابع نیاز مقصد و عدم نیاز مبدا است و بر این اساس، درخواست‌ها بررسی می‌شود.



تاريخ : جمعه بیست و سوم فروردین 1392 | 23:6 | نویسنده : پروین دشتی نژاد پور |

تسلیت

فرارسيدن ايام فاطميه و شهادت ريحانه النبي

حضرت فاطمه زهرا(س) تسليت باد

  


کسی که عبادتهای خالصانه خود را به سوی خدا فرستد ، پروردگار بزرگ بهترین مصلحت

او را به سویش فرو خواهد فرستاد                    حضرت  زهرا (س)




تاريخ : پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1392 | 15:23 | نویسنده : پروین دشتی نژاد پور |

آغاز روز کاری (مناجات )

            پروردگارا :

   در آغاز اولین روز کاری در سال جدید            

   به خواب دوستانم :آرامش                     

   به بیداریشان :آسایش 

     به عشقشان :صفا        

      به مهرشان :وفا

      به عمرشان :عز ت

     به رزقشان :برکت 

       و به وجودشان :صحت عطا بفرما        

        شکرانه آن با من :

       دوستان و همراها ن عزیز برای شما سالی 

       سرشار از موفقیت و آرامش و صلح و دوستی آرزو دارم 






تاريخ : یکشنبه هجدهم فروردین 1392 | 14:15 | نویسنده : پروین دشتی نژاد پور |

سال نو مبارک

زمان تحول سال نو ساعت 14و31دقیقه و 56ثانیه روز چهارشنبه 30 اسفند 



تاريخ : شنبه بیست و ششم اسفند 1391 | 18:44 | نویسنده : پروین دشتی نژاد پور |

اطلاعیه

اطلاعیه

فعالیت های نوروزی دانش آموزان

به منظور ایجاد فرصت یادگیری در ایام تعطیلات نوروز 92 معاونت ابتدایی شهر تهران فعالیت های آموزشی دانش آموزان را به صورت مجازی با اهداف ذیل تهیه و تدوین نموده است . این محتوا برای 6 پایه تحصیلی از تاریخ 28/12/91 جهت بهره برداری در سایت اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران به آدرسhttp://tehranedu.ir  قرار خواهد گرفت . دانش آموزان علاقمند می توانند پس از دانلود فایل از سایت نسبت به پاسخگویی اقدام و فایل مربوطه را در قالب نرم افزار word  به پست الکترونیکی گروه های آموزش ابتدایی اداره کل به آدرس  gorooh-ebt@tedu.ir ارسال نمایند .

لازم به ذکر است پس از بررسی فعالیت های ارسال شده تعدادی از دانش آموزان عزیز هر پایه که توانسته اند پاسخ صحیح را ارائه نمایند به قید قرعه توسط اداره کل مورد تقدیر قرار خواهند گرفت .

 جهت اطلاع دانش آموزان عزیز 



تاريخ : سه شنبه بیست و دوم اسفند 1391 | 19:21 | نویسنده : پروین دشتی نژاد پور |

طرز درست کردن سبزه عید

با نزدیک ‌شدن‌ به‌ روزهای‌ پایانی‌ سال، برخی به فکر تهیه‌ وسایل‌ سفره‌ هفت‌سین‌ می‌افتند و همان طور که می‌دانید. یکی‌ از مهمترین‌ اجزای‌ این سفره‌، سبزه‌ است.
اگر قصد ایجاد تنوعی در سفره هفت‌ سین امسال‌تان دارید، روش تهیه چند نمونه‌ سبزه زیبا را برایتان اموزش داده ایم.
سبزه عروسکی‌
وسایل‌ :
عروسک/‌ جوراب‌ زنانهِ رنگ‌ بدن/‌ تخم‌ شاهی‌
روش:
تخم‌‌شاهی‌ها را خیس‌ کنید و بگذارید یک‌ شب‌ تا صبح‌ بماند تا حالت‌ ژله‌‌ای‌ و چسبنده‌ پیدا کند. روی‌ بدن‌ عروسک‌، از زیر گردن‌ تا مچ‌ دست‌ ها و نیز روی‌ پاها را جوراب‌ بکشید. سپس‌ تخم‌‌شاهی‌ها را با دست‌ بآرامی‌ روی‌ جوراب‌ بمالید. این‌ کار را بدقت‌ و به‌ گونه‌ای‌ انجام‌ دهید که‌ جوراب‌ اصلاً معلوم‌ نباشد.
هر روز با آبفشان‌ به‌ آن‌ آب‌ بپاشید تا همواره‌ مرطوب‌ بماند.

سبزه عید نوروز 92
سبزه قالبی‌
وسایل :
عدس، ماش‌ یا گندم/ پارچة نخی/ سینی/ قالب‌ کیک‌ به‌ شکل‌ دلخواه‌
روش‌: ‌
عدس‌ را به‌ مدت‌ دو روز در آب‌ خیس‌ کنید، سپس‌ از آب‌ بیرون‌ آورید و به‌ مدت‌ سه‌ روز درون‌ پارچه‌‌ای‌ نخی‌ قرار دهید. پارچه‌ را روی‌ ظرفی‌ تخت‌ (سینی) پهن‌ کنید. روزی‌ یک‌ بار در سینی حاوی عدس‌ پیچیده‌ در لای‌ پارچه‌ آب‌ بریزید. حواستان باشد آب‌ اضافی‌ را خالی‌ کنید. همین که مقدار کمی‌ آب‌ در سینی بماند، کافی است. مدتی بعد، عدس‌ها جوانه‌ می‌‌زنند. جوانه‌ها را درون‌ قالب‌ مورد نظر بریزید و کاملاً پخش‌ کنید و آن را در هوای‌ گرم‌ و مقابل‌ نور خورشید قرار دهید. پشت‌ پنجره‌ بهترین‌ مکان‌ است. پس‌ از مدتی‌ که عدس‌ها در قالب‌ و به‌ شکل‌ آن،‌ سبز شد و رشد کرد، می‌توان آنها را به‌ ظرف‌ دیگری‌ منتقل‌ کرد.
برای‌ تزئین سبزة قالبی،‌ از روبان‌ پهن‌ استفاده کنید. با‌ سوزن‌ ته‌گرد نیز روبان‌ دورتا دور سبزه را در جای خود ثابت‌ کنید.

سبزه عید نوروز 92
سبزه درختچه‌ای
وسایل:
اسفنج‌ قالبی‌/ جوراب‌ زنانه‌ نازک‌/ چسب‌ حرارتی‌/ چوب‌ برای‌ تنه‌ درختچه‌ با قطری‌ حدود یک ‌و نیم‌ سانتیمتر/ گلدان‌ سفالی‌/ تخم‌ شاهی/ گچ‌
روش‌:
ابتدا‌ اسفنج‌ را به‌ شکل‌ کُره‌ درآورید. در صورتی‌ که‌ اسفنج‌ قالبی‌ شما برای‌ اندازة کرة مورد نظرتان‌ کوچک‌تر است، می‌توانید با چسباندن‌ تکه‌های‌ دیگری‌ از اسفنج،‌ مکعب‌ را بزرگ‌تر کنید و سپس‌ ببُرید. توجه‌ داشته‌ باشید که‌ برای‌ متصل‌ کردن‌ اسفنج‌ها، چسب‌ حرارتی‌ را فقط‌ در مرکز اتصال‌ آنها بریزید. پس‌ از آن‌که‌ اسفنج‌ کروی‌ آماده‌ شد، چوب‌ را به‌ درون‌ آن‌ فرو ببرید. با جوراب‌ زنانة نازک‌ تمام‌ سطح‌ کروی‌ اسفنج‌ را بپوشانید و آن‌ را با سوزن‌ ته‌گرد یا چسب‌ حرارتی‌ به‌ اسفنج‌ بچسبانید. چند ساعتی‌ کره‌ را درون‌ آب‌ قرار دهید تا کاملاً مرطوب‌ شود. اکنون تخم‌ شاهی‌ها را که‌ قبلاً در آب‌ خیس‌ کرده‌اید و حالت‌ ژله‌ای‌ و چسبنده‌ به‌ خود گرفته‌ است‌ به‌ سطح‌ جوراب‌ بچسبانید. تنه‌ درختچه‌ را درون‌ گلدان‌ قرار دهید و گلدان‌ را با مخلوط‌ گچ‌ و آب‌ غلیظ‌ پر کنید. مراقب‌ باشید که‌ چوب‌ به‌ صورت‌ محکم‌ و مستقیم‌ درون‌ گلدان‌ قرار گیرد. هر روز با آبفشان‌ به‌ درختچه‌ آب‌ بپاشید تا دانه‌ها جوانه‌ بزنند. پس‌ از آن‌ نیز هر روز به‌ سبزه‌ آب‌ بپاشید تا سبز و تازه‌

سبزه عید نوروز 92


تاريخ : شنبه نوزدهم اسفند 1391 | 14:19 | نویسنده : پروین دشتی نژاد پور |

گیاه حشره خوار

گياه حشره خوار و مگس خوار ونوس

 

به محض اينكه حشره به روي گياه مگس خوار بنشيند اسير اين گياه مي شود 

اين زيباي ترسناك هر چه باشد، از مگس كش خوشگل تر است!!!

گياه حشره خوار

 

 

 

گياه حشره خوار

 

 آموزش نگه داري و پرورش ونوس حشره خوار:

 

 نكاتي در مورد نگه داري و پرورش اين گياه فوق العاده:

 

گلهاي كوچكي كه در ماه خرداد در روي ساقه هاي طويلي آشكار ميشوند بايد چيده شوند تا باعث ضعف گياه نگردند . تغذيه بيش از حد و يا دست زدن به پُرزهاي حساس باعث از بين رفتن و مرگ گياه مي شود و بايد در مقابل اين وسوسه مقاومت كرد .

گياه حشره خوار

 


 پس از ۵ تا ۱۵ روز درهاي زندان به آهستگي باز ميشود ، درحالي كه فقط بقاياي جسد زنداني ديده مي شود

 

اينم نوعي ديگر



تاريخ : پنجشنبه هفدهم اسفند 1391 | 14:18 | نویسنده : پروین دشتی نژاد پور |

صدای پای بهار

 

 

صداي قدمهاي بهار شنيده مي شود و نسيم آمدنش را خبر مي دهد

بياييد در اين روزهاي پاياني سال به خانه تکاني دلهايمان برويم .

کينه ها را پاک کنيم وبه جاي آن سبزه ی نوروزی بکاریم

 




تاريخ : پنجشنبه هفدهم اسفند 1391 | 14:6 | نویسنده : پروین دشتی نژاد پور |

ساخت باطری میوه ای

وسایل مورد نیاز

یک عدد لیمو، پرتقال یا گریپ فروت

باتری میوه ای

میخ یا ورق مسی

باتری میوه ای

میخ یا ورق گالوانیزه

باتری میوه ای

لامپ کوچک

باتری میوه ای
نوار چسب برق

باتری میوه ای

ابتدا باید یک میوه را برداشته و آن را با دستتان روی میز به آرامی بغلتانید تا محتویات درون میوه نرم و آبدار شود.وقتی میوه ی شما نرم شد میخ ها را با فاصله ی کمی از هم درون میوه وارد کنید، اما باید توجه داشته باشید که میخ ها نباید تا انتها وارد میوه شوند.

باتری میوه ای

بعد از این که شما میخ ها را درون میوه قرار دادید، باید لامپتان را آماده کنید. شما باید کمی از عایق برق را از روی سیم متصل به لامپ جدا  کنید. یکی از سیم ها را گرفته و به میخ گالوانیزه متصل کنید و سیم دیگر را به میخ مسی متصل کنید.

باتری میوه ای

وقتی شما سیم دوم را وصل کردید لامپ شما روشن می شود. برای امنیت کار می توانید از نوار چسب برق در محل اتصال سیم به میخ استفاده کنید.

باتری میوه ای

چرا لامپ شما روشن شد؟

اسید موجود در مرکبات جریان برق را هدایت کرد. شما می توانید از مولتی متر استفاده کنید و جریانی را که باتری میوه تولید می کند اندازه گیری کنید. شما می توانید این آزمایش را با میوه های دیگر انجام داده و ببینید کدام میوه جریان بیشتری تولید می کند.

باتری میوه ای




تاريخ : شنبه دوازدهم اسفند 1391 | 17:45 | نویسنده : پروین دشتی نژاد پور |

دعا

من امشب دست ها را برده ام بالا .واز عمق وجود خود خدایم را صدا کردم .

نمیدانم چه می خواهی ولی .امشب "برای تو ".برای رفع غم هایت .برای قلب زیبایت .

"برای آرزوهایت"..به درگاهش دعا کردم .و میدانم " خدا از ارزوهایت خبر دارد" ."یقین دارم دعاهایم اثر دارد"

التماس دعا

 



تاريخ : جمعه یازدهم اسفند 1391 | 23:6 | نویسنده : پروین دشتی نژاد پور |

آموزش کارت تبریک

در این نوشته چهار طرح جالب از کارت تبریک های دست ساز با استفاده از کاموا آموزش داده شده است.

کودکان می توانند این کارت تبریک های زیبا را برای هدیه روز معلم ، روز مادر یا پدر درست کنند و هدیه بدهند.

 

مواد لازم برای این کارت های تبریک قشنگ عبارتند از : مقوای رنگی ، کاموا در رنگ های مختلف ، چسب  وقیچی و سوزن ( در طرح قلب)

کارت تبریک رنگین کمان که در عکس بالا آمده ، ا زکنار هم قرار دادن کاموا با رنگ های رنگین کمان و کاموای سبز برای سبزه  و تکه های پنبه به عنوان ابر درست شده است.

در نوع دیگر کارت تبریک با کاموا- که طرح قلب آن در عکس زیر آمده است – به جای چسب ، کاموا با کمک سوزن و با دوختن به زمینه وصل می شود. 

 

برای پیاده کردن این طرح با کاموا روی کارت تبریک، ابتدا نقش را روی کاغذ پیاده کرده و سپس مانند عکس زیر در فاصله های مساوی علامت زده و با کاموا روی مقوا را بدوزید.

 

این هم یک طرح گل و گلدان با کاموا . از مقوای موج دار به عنوان گلدان در این طرح استفاده شده است.

این نوع مقوا در داخل برخی از انواع بیسکوییت و زیر پیتزا به کار می رود که می توانید از آن در درست کردن کاردستی ها استفاده کنید. 

و آخرین عکس کاردستی کارت تبریک با طرح ساده و زیبای خورشید . در این طرح خورشید با کاموای زرد رنگ روی مقوای آبی چسبانده شده است.

به طرح جالب چمن پایین کارت که از قیچی کردن نوار کاغذ رنگی درست شده، توجه نمایید.

منبع:  سایت



تاريخ : جمعه یازدهم اسفند 1391 | 20:0 | نویسنده : پروین دشتی نژاد پور |

آموزش ساخت کارت تبریک های فانتزی و آسان

در این نوشته ۹ مدل فانتزی و جدید از کارت تبریک های دست ساز به همراه آموزش ساخت آن ها آمده است.
این کارتهای زیبا را می توانید به آسانی در کمتر از ۱۵ دقیقه در منزل درست کنید!

این کارت های تبریک برای تبریک نوروز،سال نو، تبریک تولد و دیگر مناسبتها و یا به عنوان کارت روی کادوقابل استفاده هستند.

 

 مواد لازم برای ساخت کارت تبریک عید ، تولد و… :

پاکت نامه

مقوا در رنگ ها و طرح های مختلف

کاغذ رنگی و کاغذ کادو

لوازم تزیینی مثل انواع گلهای کوچک پارچه ای یا کاغذی؛ انواع روبان ، کش ، پولک ، منجوق و… به سلیقه خودتان

چسب

قیچی

آموزش درست کردن کارت تبریک دست ساز:

اول مقوای زمینه را مناسب اندازه پاکتی که دارید، ببرید. برای این کار بایستی کارت تا شده، قدری از پاکت کوچک تر باشد. برای اینکه کارت دقیق بریده شود، از خط کش های بلند و گونیا استفاده نمایید و با مداد خط برش را روی مقوا ترسیم کنید بعد کارت را ببرید و تا کنید.

مرحله بعد تزیین کارت به صورت دلخواه است.

طرز ساخت این کارت های تبریک آسان، همانند دیگر کارهای کلاژ، مشابه هم بوده و از چسباندن تکه های مختلف روی هم درست میشوند.

بدین ترتیب که در مرحله اول مانند عکس های زیر تکه های تزیین کارت را تهیه کرده و به ترتیب با چسب مایع شفاف روی کارت می چسبانید.

به عنوان مثال برای کارت تبریک زیر، ابتدا یک باند سیاه را برید ه روی کارت می چسبانید. بعد به ترتیب گل ها ، دکمه ها ی وسط گل  و روبان گره خورده را روی کارت می چسبانید.

کارت تبریک سه گل در پس زمینه آلبالویی:

کاردستی کارت تبریک گلهای بهاری:

کارت تبریک دست ساز سال نو با طرح دایره و را ه راه:

کارت تبریک دست ساز با کلاژ دایره های رنگی:

کارت تبریک با کلاژ مربع های رنگی و گردن بند قلب شکل:

کارت تبریک سال نو با طرح راه راه، روبان و دکمه:

کارت تبریک مدل ساده و زیبای دایره و گل:

کارت تبریک بهار با نقش گل چند لایه:


                         







تاريخ : جمعه یازدهم اسفند 1391 | 18:30 | نویسنده : پروین دشتی نژاد پور |

کاردستی

کاردستی با جعبه تخم مرغ


کاردستی با جعبه تخم مرغ نیز یکی از کاردستی هایی است که با مواد دور ریختنی و قابل بازیافت ساخته می شود

کاردستی کودکان – کفش دوزک
ابتدا تکه های جعبه تخم مرغ را جدا کرده و به شکل دلخواه رنگ نمایید تا بدن کفش دوزک درست شود. برای این کاردستی جعبه های مقوایی مناسب ترند

سپس دو عدد چشم عروسکی را به یک منگوله کروی شکل بچسبانید تا سر کفش دوزک درست شود. برای کفش دوزک با نواری از مقوا یا سیم های پلاستیکی شاخک بگذارید

حال سر کفشدوزک را به بدنش بچسبانید

امیدواریم این کاردستی زیبا را با بچه ها درست کنی

سر کاردستی هم از منگوله بافتنی است که دو چشم روی آن بچسبانید و دو شاخک بالای آن قرار دهید جالب تر میشود 

این کاردستی برای زنگ هنر چیز جالبی است 


تاريخ : جمعه یازدهم اسفند 1391 | 18:26 | نویسنده : پروین دشتی نژاد پور |

طبقه تشویقی

همکاران ارجمند سلام

به استناد بند 1ماده4 بخشنامه ی200/11942 مورخه90/5/23 معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس جمهور منضم به دستورالعمل شماره710/33 مورخه90/6/5 وزارت محترم ا.پ در نظر است به همکارانی که به مدت 5 سال متوالی تاپایان سال 91-90 حداقل %85نمره ارزشیابی سالانه را کسب نموده اند یک طبقه ی شغلی تشویقی اعطا گردد.

پس از همین حالا به فکر باشید و اگر طی سال های 87-86   و  88-87    و 89-88   و90-89  و 91-90به صورت مستمر نمره ی  ارزشیابی بالای %85 کسب نموده اید ؛کپی فرم های ارزشیابی تان رااز آموزشگاه هایتان تهیه نموده ودر زمان مقرر -که بعداتوسط ادارات اعلام خواهد شد-به کارشناسی ارزیابی ادارات محل خدمتتان ارائه نمایید تا پس از تایید توسط امور اداری نسبت به صدور حکمتان اقدام گردد.

لازم به ذکر است این طرح که شامل نیروهایی که پس از سال 87 استخدام شده اند نمی گردد از هم اکنون در برخی از استان ها  و شهرستان در حال اقدام است.

برای اطمینان اینجا کلیک کنید



تاريخ : جمعه چهارم اسفند 1391 | 22:9 | نویسنده : پروین دشتی نژاد پور |

مادر

کودکی که آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسید:می گویند فردا شما مرا به زمین می فرستید،اما من به این

کوچکی وبدون هیچ کمکی چگونه می توانم برای زندگی به آنجا بروم؟خداوند پاسخ داد:در میان تعداد بسیاری از

فرشتگان،من یکی را برای تو در نظر گرفته ام، او از تو نگهداری خواهد کرد.

اما کودک هنوز اطمینان نداشت که می خواهد برود یا نه: اما اینجا در بهشت، من هیچ کاری جز خندیدن و آواز خواندن

ندارم و این ها برای شادی من کافی هستند. خداوند لبخند زد: فرشته تو برایت آواز خواهد خوان دو هر روز به تو لبخند

خواهد زد تو عشق او را احساس خواهی کرد و شاد خواهی بود.

کودک ادامه داد: من چگونه می توانم بفهمم مردم چه میگویند وقتی زبان آنها را نمی دانم؟..خداوند او را نوازش کرد و

گفت: فرشته تو، زیباترین و شیرین‌ترین واژه هایی را که ممکن است بشنوی در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و

صبوری به تو یاد خواهد داد که چگونه صحبت کنی.

کودک با ناراحتی گفت: وقتی می خواهم با شما صحبت کنم ،چه کنم؟ اما خدا برای این سوال هم پاسخی داشت: فرشته ات دست هایت را در کنار هم قرار خواهد داد و به تو یاد می دهد که چگونه دعا کنی.

کودک سرش را برگرداند و پرسید: شنیده ام که در زمین انسان های بدی هم زندگی می کنند،چه کسی از من محافظت خواهد کرد؟ فرشته ات از تو مواظبت خواهد کرد ،حتی اگر به قیمت جانش تمام شود.

کودک با نگرانی ادامه داد: اما من همیشه به این دلیل که دیگر نمی توانم شما را ببینم ناراحت خواهم بود. خداوند

لبخند زد و گفت: فرشته ات همیشه درباره من با تو صحبت خواهد کرد و به تو راه بازگشت نزد من را خواهد آموخت،گر چه من همیشه در کنار تو خواهم بود.

در آن هنگام بهشت آرام بود اما صداهایی از زمین شنیده می شد.
کودک فهمید که به زودی باید سفرش را آغاز کند.او به آرامی یک سوال دیگر از خداوند پرسید:خدایا !اگر من باید همین حالا بروم پس لطفآ نام فرشته ام را به من بگویید..

خداوند شانه او را نوازش کرد و پاسخ داد:نام فرشته ات اهمیتی ندارد،می توانی او را مـادر صدا کنی.

 




تاريخ : جمعه چهارم اسفند 1391 | 7:52 | نویسنده : پروین دشتی نژاد پور |

پرداخت عیدی و مطالبات فرهنگیان

وزیر آموزش و پرورش گفت: «عیدی» کارکنان آموزش و پرورش آماده است و تا پایان هفته جاری عیدیهای فرهنگیان سراسر کشور به صورت کامل پرداخت می‌شود

وی با بیان اینکه سایر مطالبات فرهنگیان نیز همزمان با عیدی آنها پرداخت می‌شود، اظهار کرد: منابع مالی برای پرداخت مطالبات فرهنگیان تامین شده است و تمام مطالبات فرهنگیان تا پایان هفته پرداخت می‌شود.

وی در خصوص افزایش حقوق فرهنگیان در سال آینده نیز اظهار کرد: پیشنهادی برای افزایش حقوق فرهنگیان ندارم و در حال حاضر تمرکز این وزارتخانه بر پرداخت‌های معوقه فرهنگیان است و در خصوص افزایش حقوق فرهنگیان بعدا و در سال آینده صحبت می‌کنم.

انشاالله به خوبی استفاده کنید

 



تاريخ : چهارشنبه دوم اسفند 1391 | 16:49 | نویسنده : پروین دشتی نژاد پور |

شعر ی از فریدون مشیری

دل من دیر زمانی ست که می پندارد
« دوستی » نیز گلی ست
مثل نیلوفر و ناز
ساقه ترد ظریفی دارد
بی گمان سنگدل است آن که روا می دارد
جان این ساقه نازک را
دانسته
بیازارد
در زمینی که ضمیر من و توست
از نخستین دیدار
هر سخن ، هر رفتار
دانه هایی ست که می افشانیم
برگ و باری ست که می رویانیم
آب و خورشید و نسیمش « مهر » است
گر بدان گونه که بایست به بار آید
زندگی را به دل انگیزترین چهره بیاراید
آنچنان با تو در آمیزد این روح لطیف
که تمنای وجودت همه او باشد و بس
بی نیازت سازد ، از همه چیز و همه کس
زندگی ، گرمی دل های به هم پیوسته ست
تا در آن دوست نباشد همه درها بسته است
در ضمیرت اگر این گل ندمیده ست هنوز
عطر جان پرور عشق
گر به صحرای نهادت نوزیده ست هنوز
دانه ها را باید از نو کاشت
آب و خورشید و نسیمش را از مایه جان
خرج می باید کرد
رنج می باید برد
دوست می باید داشت
با نگاهی که در آن شوق بر آرد فریاد
با سلامی که در آن نور ببارد لبخند
دست یکدیگر را
بفشاریم به مهر
جام دل هامان را
مالامال از یاری ، غمخواری
بسپاریم به هم
بسراییم به آواز
شادی روح تو
ای دیده به دیدار تو شاد
باغ جانت همه وقت از اثر صحبت دوست
تازه ، عطر افشان
گلباران باد
فریدون مشیری                             

 تقدیم به تمامی دوستان و همکاران عزیز ولنتاین مبارک



تاريخ : دوشنبه بیست و سوم بهمن 1391 | 15:58 | نویسنده : پروین دشتی نژاد پور |

انرژی چیست

انرژی چیست؟

هر چیزی که در اطراف ما اتفاق می افتد، از انرژی ناشی می شود. از پنجره به بیرون نگاه کنید. در طول روز خورشید از خود نور و انرژی گرمایی تولید می کند. در طول شب لامپ های خیابان از انرژی الکتریکی استفاده می کنند تا راه را برای ما روشن کنند.

انرژی چیست؟

 

وقتی یک اتومبیل در حال جا به جا کردن انسان ها و یا بار است، قدرت خود را از بنزین (و یا گازوئیل) می گیرد که یکی از انواع انرژی ها نهفته است.

می دانیم:

انرژی توانایی انجام کار است.

انرژی را می توانید در صورت های مختلفی پیدا کنید: انرژی شیمیایی، انرژی الکتریکی، گرما، نور ( انرژی تابشی )، انرژی مکانیکی و انرژی هسته ای.

 

انرژی ذخیره شده و انرژی در حال حرکت

انرژی باعث به وجود آمدن همه ی تغییرات می شود و می توان آن را به دو نوع تقسیم کرد:

 

* انرژی ذخیره شده را " انرژی پتانسیل " می نامند.

* انرژی در حال حرکت را " انرژی جنبشی " می نامند.

 

این آزمایشات را با یک مداد انجام دهید تا تفاوت دو نوع انرژی را بهتر بفهمید.

مداد را روی لبه ی یک میز یا نیمکت قرار دهید. مداد در این حالت انرژی پتانسیل دارد. حالا مداد را هل دهید تا سقوط کند. مداد در حال سقوط انرژی جنبشی دارد.

 

حالا مداد را از روی زمین بردارید و دوباره روی میز بگذارید. شما از انرژی خود برای برداشتن و بالا بردن مداد استفاده کردید. بالا بردن مداد از سطح زمین، به آن انرژی می افزاید. برای همین است که مداد وقتی روی میز قرار دارد، می گوییم انرژی پتانسیل دارد. هر چه مداد ارتفاع بیشتری نسبت به سطح زمین داشته باشد، انرژی بیشتری در آن ذخیره می شود و مسافت بیشتری را می تواند سقوط کند. یعنی انرژی پتانسیل آن بیشتر است.

 

انرژی چیست؟

چگونه انرژی را اندازه می گیریم؟

انرژی از راه های مختلفی اندازه گیری می شود.

یکی از راه های ابتدایی اندازه گیری انرژی Btu نام دارد که نام اختصاری British thermal unit (واحد گرمایی بریتانیایی) است. واضح است که این واحد در اتگلستان مورد استفاده بوده است.

Btu حدوداً معادل انرژی ای است که یک کبریت آشپزخانه می تواند ایجاد کند.

هزار Btu با تقریب درشتی معادل انرژی یک تخته شکلات متوسط یا 4/5 یک تکه نان تست با کره است. درست کردن یک قوری چای، در حدود Btu 2000 انرژی لازم دارد.

انرژی هم چنین می تواند با واحد " ژول " اندازه گیری شود. هر هزار ژول معادل یک واحد گرمایی بریتانیایی است.

Btu1= ژول 1000

بنابراین برای درست کردن یک قوری چای، تقریباً 2 میلیون ژول انرژی نیاز داریم.

واژه ی " ژول" به خاطر یکی از دانشمندان انگلیسی به نام " جیمز ژول " انتخاب شد. جیمز ژول از سال 1818 تا 1889 زندگی کرد و یکی از کشفیات او این است که گرما صورتی از انرژی است.

یک ژول معادل انرژی ای است که یک جرم یک پوندی را تا ارتفاع 9 اینچ بالا ببرد. یعنی اگر بخواهید یک بسته ی سه کیلویی برنج را نیم متر بالا ببرید، در حدود 15 ژول انرژی مصرف خواهید کرد.

 

معمولاً دانشمندان در سراسر دنیا انرژی را با ژول اندازه گیری می کنند ( و نه Btu ). اما در انگلستان به جای سیستم متریک، ( که در آن واحدها با متر و کیلوگرم و ... بیان می شوند ) از سیستم واحدهای انگلیسی ( پوند، فوت، Btu و ... ) استفاده می شود. مانند بقیه ی واحدهای سیستم متریک. برای ژول هم می توانید از پیشوند " کیلو " استفاده کنید. کیلو به معنای 1000 است. پس:

Btu 1= کیلو ژول 1= ژول 1000

یک تکه نان تست که رویش کره مالیده باشید حدوداً 315 کیلوژول انرژی دارد. با این مقدار انرژی شما می توانید:

6 دقیقه بدوید

10 دقیقه دوچرخه سواری کنید

15 دقیقه با سرعت راه بروید

یک ساعت و نیم بخوابید

یک اتومبیل را به مدت 7 ثانیه با سرعت 80 کیلومتر بر ساعت به حرکت در آورید.

یک لامپ 60 واتی را یک ساعت و نیم روشن کنید.

یا آن بسته ی 3 کیلویی برنج را 21000 بار تا بالای سکوی نیم متری بلند کنید!

 

تبدیل انرژی

انرژی می تواند به صورت های مختلفی تبدیل شود. اما نمی تواند خلق و یا نابود شود. تمام انرژی موجود در طبیعت، همیشه در صورت های مختلف وجود داشته اند.

در اینجا بعضی از تبدیل های انرژی از صورتی به صورتی دیگر را می آوریم:

 

وقتی چراغ قوه را روشن می کنیم، انرژی ذخیره شده در باتری های آن به صورت نور تبدیل می شوند.

غذا انرژی ذخیره شده است. انرژی به صورت ترکیبات شیمایی که انرژی پتانسیل دارند، در غذا ذخیره شده است. وقتی بدن شما این انرژی ذخیره شده را برای انجام کار مصرف کند، انرژی پتانسیل به صورت انرژی جنبشی در می آید. اگر بیش از حد غذا بخورید، انرژی ذخیره شده در غذاها سوزانده نمی شود بلکه این انرژی اضافه به صورت انرژی پتانسیل در سلول های چربی ذخیره می شود.

 

وقتی پای تلفن حرف می زنید، صدای شما به انرژی الکتریکی تبدیل می شود که از سیم ها ( و یا هوا ) عبور می کند. تلفنی که طرف دیگر قرار دارد انرژی الکتریکی را به انرژی صوتی تبدیل می کند و از گوشی پخش می کند.

 

انرژی غذاها

انرژی در هر مرحله از زنجیره ی غذایی، شکل خود را عوض می کند. یک عدد بلال را در نظر بگیرید. نور خورشید از طریق برگ های گیاه جذب می شود و از طریق فرایند فتوسنتز تبدیل می شود. گیاه پس از جذب نور خورشید، آن را با دی اکسید کربن که از هوا می گیرد و آب و مواد معدنی که از خاک دریافت می کند، ترکیب می کند.

 

گیاه بزرگ می شود و میوه می دهد: مانند دانه های ذرت، انرژی آفتاب در برگ ها و داخل دانه های ذرت ذخیره می شود. دانه های ذرت از انرژی ذخیره شده، برای فعالیت و بزرگ شدن استفاده می کنند. قسمتی از این انرژی در بدن مرغ به صورت بافت ماهیچه ای (پروتئین) و یا چربی، ذخیره می شود.

 

مرغ ها رشد می کنند و مرغ دار، آن ها را می کشد و آماده ی فروش می کند. پدر و مادر شما مرغ را از فروشگاه می خرند، به خانه می آورند و می پزند. شما مرغ را می خورید و از انرژی ذخیره شده در بافت ماهیچه و چربی آن استفاده می کنید تا بازی کنید، درس بخوانید و زندگی کنید!

 

وقتی در حال خوردن مرغ هستید، مثل همیشه تنفس می کنید تا اکسیژن هوا به داخل ریه هایتان برود و دی اکسید کربن از آن خارج شود. این دی اکسید کربن توسط گیاهان جذب می شود تا بتوانند رشد کنند و میوه بدهند.

به این چرخه ی بزرگ، زنجیره ی غذایی می گویند.

 

اتومبیل برای حرکت کردن از انرژی شیمیایی ذخیره شده در بنزین یا گازوئیل استفاده می کند. موتور اتومبیل انرژی شیمیایی را به گرما و انرژی جنبشی تبدیل می کند.

 

سماور برقی، انرژی الکتریکی را به گرما و نور تبدیل می کند. (داخل سماور سیم هایی هستند که در اثر گرمای زیاد از خود، نور تولید می کنند و قرمز می شوند.)

تلویزیون انرژی الکتریکی را به نور و صدا تبدیل می کند.

 

انرژی گرمای

گرما صورتی از انرژی است. ما از آن برای کارهای زیادی استفاده می کنیم، مثل گرم کردن خانه یا پختن غذا.

 

انرژی گرمایی از سه طریق منتقل می شود:

رسانش

همرفت

تابش

 

انرژی چیست؟

رسانش وقتی اتفاق می افتد که انرژی به طور مستقیم از یک جا به جای دیگر برسد. اگر یک ظرف فلزی سوپ را با یک قاشق فلزی روی اجاق گاز بگذارید. قاشق گرم خواهد شد. گرما از منطقه ای داغ در سوپ به قسمت سرد ( یعنی قاشق ) هدایت شده است.

به این هدایت گرما، رسانش می گوییم.

 

فلزات، رساناهای خیلی خوبی برای انرژی گرمایی هستند. اما چوب و پلاستیک ها، نه. این رساناهای " بد " " نارسانا " نام دارند. از این جا می توان فهمید چرا معمولاً ظروف آشپزخانه را از فلز می سازند در حالی که دسته هایشان پلاستیکی هستند.

 

همرفت، حرکت مولکول های گاز یا مایع از جای سرد به جای گرم است. اگر ظرف سوپی که روی اجاق گذاشته اید از شیشه باشد، می توانید جریان های همرفتی را در آن ببینید. سوپی که ته ظرف است از طریق رسانش گرم شده، بنابراین چگالی اش کم شده و بالا می آید. سوپ سرد تر پایین می رود و جای خالی سوپ گرم را پر می کنند. این حرکت دایره ای است.

 

انرژی چیست؟

بادی که در خارج از خانه احساس می کنیم، اغلب حاصل همین جریان های همرفتی است. این را می توانید از بادهایی که نزدیک دریا می وزد بفهمید. هوای گرم از هوای سرد سبک تر است. بنابراین بالا می رود.

در طول روز، هوای خنک روی دریا، به سمت ساحل می آید و جایگزین هوای گرم ساحل می شود ( که بالا می رود ). در طول شب، جهت باد عوض می شود. شب ها سطح آب گرم تر از خاک ساحل است.

 

تابش آخرین راه انتقال گرماست. نور و گرمای خورشید نمی تواند از طریق رسانش و یا همرفت به ما برسد چون بیرون جو زمین کاملاً خلاء است و این انتقال انرژی نمی تواند از طریق ماده صورت بگیرد.

 

انرژی چیست؟

اشعه های خورشید به خط راست حرکت می کنند (به آن ها " اشعه های گرمایی " نیز می گوییم ) و گرما را منتقل می کنند. به این نوع از انتقال انرژی گرمایی، تابش می گوییم.

وقتی نور خورشید به زمین برخورد می کند بخشی از آن جذب و بخشی بازتابیده می شود. سطوح تیره، بخش بیشتری از نور را جذب و سطوح روشن، بخش بیشتری را باز می تاباند. بنابراین اگر در تابستان لباس های روشن یا سفید بپوشید، خنک تر خواهید شد.

 



تاريخ : دوشنبه شانزدهم بهمن 1391 | 14:52 | نویسنده : پروین دشتی نژاد پور |

داستان انرژی

 

انرژی یکی از اساسی ترین و مهمترین بخش های زندگی ماست.

داستان انرژی

ما انرژی استفاده می کنیم تا کار انجام دهیم. انرژی شهرهای ما را روشن می کند و به وسایل نقلیه ی ما، هواپیما ها، قطارها و موشک های ما نیرو می دهد. خانه های ما را گرم می کند، غذایمان را می پزد، برایمان موسیقی پخش می کند و برنامه های تلویزیون را نشانمان می دهد. ماشین ها را در کارخانه ها و تراکتورها را در مزارع روشن نگه می دارد.

انرژی ای که از خورشید به زمین می رسد، تمام روز به ما روشنایی می دهد و رخت هایی که روی بند پهن شده اند را خشک می کند. انرژی خورشید باعث می شود تا گیاهان رشد کنند. گیاهان توسط حیوانات خورده می شوند وانرژی ذخیره شده درآن ها، به حیوانات منتقل می شود. جانوران گوشتخوار، حیوانات گیاهخوار را شکار می کنند و از آن ها انرژی می گیرند.

هر کاری که ما می کنیم، به نوعی به یکی از صورت های انرژی مربوط می شود.

 

انرژی این طور تعریف می شود:

توانایی انجام کار

وقتی غذا می خوریم، بدن ما انرژی ذخیره شده در غذا را به صورتی از انرژی تبدیل می کند که با آن بتوانیم فعالیت انجام دهیم.

داستان انرژی

وقتی که می دویم و یا راه می رویم، انرژی غذایی را که خورده ایم، "می سوزانیم". حتی وقتی که نشسته ایم یا مطالعه می کنیم هم کار انجام می دهیم! چون حتی در خواب دستگاه گوارش ما، قلب ما و عضلات ما در حال انجام فعالیت هستند. بله! بعضی وقت ها می توانید به دیگران بگویید که کار می کرده اید، در حالیکه در واقع خواب بوده اید!

ماشین ها، هواپیماها، چراغ ها، قایق ها و تمام ماشین ها هم انرژی را به کار تبدیل می کنند. منظور از کار، یعنی جابجا کردن چیزی، بلند کردن جسمی، روشن کردن یا گرم کردن جایی؛ تمام اینها فقط مثالهایی هستند از انواع مختلف "کار".

اما انرژی از کجا می آید؟

منابع زیادی وجود دارند که انرژی تولید می کنند. در "داستان انرژی"، در مورد چیزی حرف خواهیم زد که باعث انجام کار در جهان هستی می شود. انرژی مهمترین بخش زندگی هر روزه ی ما است.

صورت ها ی انرژی که به آن خواهیم پرداخت عبارتند از:

الکتریسیته

انرژی حیاتی (که در گیاهان ذخیره می شود.)

انرژی گرمایی زمین

انرژی فسیلی (زغال سنگ، نفت و گاز طبیعی)

انرژی اقیانوس ها

انرژی هسته ای

انرژی خورشیدی

انرژی باد

انرژی حمل و نقل

داستان انرژی

همچنین به توربین ها و مولد های تولید الکتریسیته، اینکه الکتریسیته چیست و از چه طریقی به دست ما می رسد و اینکه چگونه می توانیم از انرژی به نحو بهینه استفاده کنیم، خواهیم پرداخت. در نهایت با تمرکز بر صورت های جدیدتر انرژی، قصد داریم درباره ی منابع انرژی در آینده بیشتر فکر کنیم

درس انرژی پایه ششم جهت یادگیری بیشتر دانش آموزان عزیز

ادامه در جلسه بعد



تاريخ : شنبه چهاردهم بهمن 1391 | 22:23 | نویسنده : پروین دشتی نژاد پور |

شیرین مثل شاه توت

اتل متل توتوله                            با با می گه تو کوهی                  وسر در گم نمانی            

   حال شما چه جوره                          پر از الماس و یاقوت                           شکفتن مثل یک گل    

 تو کوچه وپس کوچه                     هر استعدادی از تو                          به سمت دشت بلبل

          فکرات چه جور واجوره                        شیرین مثل شاه توت                  سفر از قلب گلدون   

یه روز میخوای وکیل شی              خودت را کشف کن پس                       زدن به آسمون پل

           یه روز فضانوردی                                       اگر گوهر شناسی

یه شب تو فکر فوتبال                     یه دانشمند می شی                        یه راه پر پیچ خم

     2تا گل زدی برُدی                                   یه روزی راستی راستی

یه روز آتش نشانی                         معلم ها چه خوبن                              به سمت آرزوها

          یه روز دکتر یا جراح                                        به ماها بال میدن         

یه روز موسیقی دانی                        ریاضی و علومــــــو                              از این جایی که هستیم                                                                                               

            دلت می خواد بزرگ شی                             به ماها یاد میدن             تا پس فردای فردا                     

مهندس یا پلیس شی                     همیشه در تلاشن                         

          سرکارت رئیس شی                                       که دانا تر بشیم ما                                    

مامان میگه تو باید                            واسه پرواز فردا               

           حسابی درس بخونی                                     توانا تر بشیم ما

به جز درسا و مشقات                        بگو حالا ببینم

            کتاب خیلی بخونی                                     چگونه می توانی  

                                                     خودت را بشکُفانی 

                                  تقدیم به تمام بچه های درس خوان موفق باشید



تاريخ : جمعه سیزدهم بهمن 1391 | 20:57 | نویسنده : پروین دشتی نژاد پور |

اعلام منابع آزمون مدارس سمپاد و نمونه دولتي

دانش آموزان پايه ششم ابتدايي خواهان ورود به مقطع بالاتر روز 20 ارديبهشت 92 بايد در آزمون شركت كنند، گفت: درس هاي قرآن و تعليمات ديني، زبان و ادبيات فارسي، مطالعات اجتماعي، ‌علوم تجربي و رياضيات در مجموعه 80موادسئوال منابع آزمون اين دانش آموزان است.

 امتحان دانش آموزان پايه ششم ابتدايي خواهان ورود به مقطع راهنمايي تنها از همان پايه ششم ابتدايي است سئوال منابع آزمون اين دانش آموزان است.

به گزارش اداره روابط عمومي آموزش و پرورش شهر تهران، آقاي حسيني با اعلام منابع آزمون مدارس سمپاد و نمونه دولتي گفت: پاسخ هاي اشتباه دانش آموزان در اين آزمون، نمره منفي دارد.بچه ها خوب درس  بخوانید 



تاريخ : دوشنبه نهم بهمن 1391 | 14:41 | نویسنده : پروین دشتی نژاد پور |

خبر جدید به بچه های سخت کوش

خبرهایی از آزمون های مدارس خاص

http://www.khavaranshop.com/ </p>
<p>خرید پستی از خاوران شاپ

مواد آزمون و ضرایب دروس مورد نظر در آزمون تیزهوشان و نمونه ی دولتی به شرح زیر می باشد:

ریاضی ۲۵ سوال با ضریب ۳

علوم۱۵سوال با ضریب ۲

علوم اجتماعی ۱۰ سوال با ضریب ۱

هدیه های آسمانی وقرآن ۱۵ سوال با ضریب ۲

فارسی ۱۵ سوال با ضریب ۲

هر پاسخ نادرست یک سوم نمره ی منفی تعلق می گیرد

با تشکر از همکار گرامی (نوشته های یک آموزگار )



تاريخ : چهارشنبه بیست و هفتم دی 1391 | 21:19 | نویسنده : پروین دشتی نژاد پور |

بهترین درس فلسفه

 

وقتی فردی زیاد می خندد ،حتی به چیزهای احمقانه ،مطمئن باش که درونش غمی دارد .

وقتی فردی زیاد می خوابد مطمئن باش که تنهاست

وقتی فردی کم و سریع صحبت می کند معنایش این است که سری دارد

وقتی فردی نمی تواند گریه کند یعنی ضعیف است

وقتی فردی به طرز غیر عادی غذا می خورد یعنی در فشار است

وقتی فردی به خاطر چیزهای کوچک گریه می کند یعنی معصوم و نازکدل است

وقتی فردی به خاطر چیزهای احمقانه یا کوچک عصبانی می شود یعنی عاشق است



تاريخ : پنجشنبه بیست و یکم دی 1391 | 22:7 | نویسنده : پروین دشتی نژاد پور |

شروع امنحان

از بچه های عزیز می خواهم بدون هیچ استرسی درس ها را دوره کنند و نگاهی به برگه های امتحانی گذشته بیندازند و آنها را دوباره باز بینی کنند 

اولیا محترم فضای خانه را برای بچه ها مهیا کنید تا آنها در کمال آرامش به درس خواندن بپردازند و از نظر خوراکی نیز به آنها برسید با توجه به آلودگی هوا به آنها شیر و آب میوه تازه بدهید چون در این چند مدت مدام سر درد دارند با خوردن مواد پروتینی ولبنی و میوه وسبزیجات تازه و خشکبار شامل مغرها وعسل آنها را تقویت کنید و بعد از آنها درس بپرسید و نگرانی را از آنها بگیرید 



تاريخ : سه شنبه نوزدهم دی 1391 | 15:28 | نویسنده : پروین دشتی نژاد پور |

آلودگی هوا

بدلیل آلودگی هوا استان تهران شنبه تعطیل شد

در پی افزایش آلودگی هوای تهران و ادامه پایداری جوی، براساس تصمیم کار گروه ملی کاهش آلودگی هوا، روز شنبه 16دی‌ استان تهران تعطیل اعلام شد.

وای به ما که از سه شنبه از بچه ها هیچ خبری نداریم وهیچ تکلیفی به آنها داده نشده ،  از بچه های عزیز می خواهم که مروری روی کتابهای درسی داشته باشندو مثل هر روز دوره درسی خود را انجام دهند



تاريخ : پنجشنبه چهاردهم دی 1391 | 21:13 | نویسنده : پروین دشتی نژاد پور |

اشکالات چاپی ریاضی ششم

صفحه 5 سئوال 9 اولین شکل سمت راست  به جای 100 قسمت 120 قسمت می باشد

صفحه 7 در مثالی که خودش برای آموزش ساده کردن زده به جای 27 اشتباها 23 نوشته است.

صفحه 18 تمرین ابتدای صفحه اشتباه می باشد.

صفحه 19 تمرین 2 قسمت سوم اشتباه است. چون یک و یک سوم را منهای یک و سه سوم کرده

صفحه 22 تمرین 2 آن گسترده نویسی مربوط به شکل پایینی می باشد.

صفحه 24 کار در کلاس 2 در گسترده نویسی رقم 2 از قلم افتاده

صفحه 31 تمرین 2 سطر سوم  عدد 1 زیادی می باشد.

صفحه 33 تقسیم وسط می بایست به ادامه تقسیم تا اعشار مورد نظر اشاره می شد.

صفحه 56 فعالیت 2 شکل وسط معلوم نیست آیاعدد 40 مربوط به کل زاویه است یا خیر؟واین که کدام زاویه راباید به دست آورد؟

صفحه 79 تمرین 2 در عملیات 4 به جای منها می بایست جمع باشد

صفحه 88 کار در کلاس در ساده کردن روی 5 هم می بایست خط کشیده شود

صفحه 89 سوال 8 به جای 3:25 می بایست 3:15 باشد

صفحه 89 تمرین 5 57 دسی متر چند متر است؟صحیح می باشد

صفحه 92 تمرین 3 اعداد داخل جدول می بایست اصلاح شود

صفحه 98 کار در کلاس 1 قبل و بعد دو سوم علامت تساوی صحیح نمی باشد

صفحه 98 تمرین 4 عدد 201 صحیح نمی باشد

صفحه 110 تمرین 1 در جدول به جای 600 عدد 60 و تعداد گاوها هم 10 نوشته شود

صفحه 111 تمرین 1به جای 12 عدد 8 صحیح است

صفحه 117 تمرین 1 به جای عدد 10 عدد 8 صحیح است

صفحه 125 تمرین3 شکل سمت راست طول آن 3 میلی متر صحیح نمی باشد.

صفحه 133 در فعالیت دو شکل می بایست هم اندازه باشند.

صفحه 139تمرین 5 به جای عدد 6 عدد 9 باید نوشته شود.

صفحه 143 تمرین 2 با توجه به اندازه ها به جای متوازی الاضلاع ذوزنقه حاصل می شود اندازه ها اصلاح شود.

صفحه 145 تمرین 2 صفحه مختصات کافی نمی باشد.
صفحه 149 تمرین 2 صفحه مختصات کافی نمی باشد.

صفحه 150 تمرین 5 با توجه به جواب کلمه ساعت لزومی ندارد.

صفحه 33 ادامه فعالیت به صفحه بعد منتقل شده که بدین صورت دانش آموز دچار مشکل می شود.

صفحه 52 کار در کلاس دو شکل در گوشه کتاب کشیده شده دانش آموزان دچار مشکل می شوند



تاريخ : چهارشنبه سیزدهم دی 1391 | 14:11 | نویسنده : پروین دشتی نژاد پور |

داستان کوتاه

دو روز مانده به پایان جهان تازه فهمید که هیچ زندگی نکرده است تقویمش پر شده بود و تنها دو روز ،تنها دو روز خط نخورده باقی مانده بود

پریشان شد و آشفته و عصبانی نزد خدا رفت تا روزهای بیشتری از خدا بگیرد ،داد زد  ،خدا سکوت کرد جیغ زد خدا سکوت کرد آسمان و زمین را به هم ریخت ،خدا سکوت کرد .به پر وپای فرشته و انسان پیچید ،خدا سکوت کرد دلش گرفت و گریست و به سجده افتاد خدا سکوتش راشکست و گفت :عزیزم اما یک روز دیگر هم رفت تمام روز را به بد و بیراه و جار و جنجال از دست دادی تنها یک روز باقی مانده ،بیا لااقل این یک روز را زندگی کن .

لا به لای هق هقش گفت :اما یک روز ....با یک روز چه کاری می توان کرد ؟

خدا گفت :آن کس که لذت یک روز زیستن را تجربه کند گویی که هزار سال زیسته است و آنکه امروزش را در نمی یابد هزار سال هم به کارش نمی آید ،آنگاه سهم یک روز زندگی را در دستانش ریخت و گفت :حالا برو و یک روز زندگی کن .او مات و مبهوت به زندگی نکاه کرد که در گودی دستانش می درخشید ، اما می ترسید حرکت کند ،می ترسید راه برود ،می ترسید زندگی از لای انگشتانش بریزد قدری ایستاد بعدبا خودش گفت :وقتی فردایی ندارم نگه داشتن این زندگی چه فایدهای دارد ؟بگذار این مشت زندگی را مصرف کنم .

آن وقت شروع به دویدن کرد .زندگی را به سر ورویش پاشید ،زندگی را نوشید و زندگی را بویید چنان به وجد آمد که دید می تواند تا ته دنیا بدود می تواند بال بزند ،می تواند پا روی خورشید بگذارد می تواند....او در آن روز آسمانخراشی بنا نکرد ،زمینی را مالک نشد مقامی را بدست نیاورد اما .....

اما در همان یک روز دست بر پوست درختی کشید ،روی چمن خوابید ،کفش دوزدکی را تماشا کرد سرش را بالا گرفت و ابر ها رادید و به آنهایی که او را نمی شناختند ،سلام کرد و برای آنایی که دوستش نداشتند از ته دل دعا کرد او در همان یک روز آشتی کرد و خندید و سبک شد لذت برد وسر شار شد و بخشید ،عاشق شد و عبور کرد و تمام شد

او در همان یک روز زندگی کرد

فردای آن روز فرشته ها در تقویم خدا نوشتند ،امروز او گذشت ،کسی که هزار سال زیست

زندگی انسان دارای طول و عرض وارتفاع است اغلب ما تنهابه طول آن می اندیشیم اما آنچه بیشتر اهمیت دارد عرض یا چگونگی آن است .امروز را از دست ندهید ،آیا ضمانتی برای طلوع خورشید فردا وجود دارد ؟

 



تاريخ : پنجشنبه هفتم دی 1391 | 9:7 | نویسنده : پروین دشتی نژاد پور |

هیچ وقت .......

 هیچ وقت  هیچ کس را در زندگی تان سرزنش نکنید 

انسانهای خوب باعث شادی اند 

انسانهای بد باعث تجربه اند 

بدترین انسانها به ما درس می دهند 

بهترین انسانها برایمان خاطرات خوب به جا می گذارند 

دانش کهن را بیاموز و دانش نو  فرا گیر تا شایسته آموزگاری باشی

برای بالا رفتن از شانه های دیگران استفاده نکنید  



تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم آذر 1391 | 14:26 | نویسنده : پروین دشتی نژاد پور |

آموزش هندوانه برای شب یلدا

آموزش تزئین هندوانه

آموزش تزئین هندوانه

هندوانه خوش‌رنگ و قرمز هیجان‌آور است، اما مطمئناً هر کسی با دیدن هندوانه تزیین شده، بیشتر ذوق خواهد کرد. اگر شما هم این موضوع را قبول دارید، این مطلب را بخوانید.


در این مقاله آموزش ایجاد گل روی هندوانه را ثبت می‌كنیم. تنها با استفاده از یک چاقوی آشپزخانه می‌توانید طراحی این گل را روی هندوانه انجام دهید.

آموزش تزئین هندوانه

به مراحل زیر دقت کنید:

ابتدا باید با چاقو قسمت‌های روی پوست هندوانه را برداریم.

آموزش تزئین هندوانه

سپس از قسمت وسط سطح ایجاد شده، یک دایره ایجاد می‌کنیم.

آموزش تزئین هندوانه
آموزش تزئین هندوانه

حالا باید شروع كرده و قسمت وسط گل را ایجاد کنیم. اگر یک کمی دقت کنید این کار خیلی راحت انجام می‌شود، فقط با هر برشی که می‌زنید به عنوان یک گلبرگ گل، باید تا قسمت سرخ هندوانه عمق پیدا کند تا دو رنگ را بتوانیم ایجاد کنیم.

آموزش تزئین هندوانه
آموزش تزئین هندوانه



تاريخ : دوشنبه بیست و هفتم آذر 1391 | 16:7 | نویسنده : پروین دشتی نژاد پور |

یلدا مبارک

عمرتون صد شب یلدا

دلتون قد یه دریا

توی این شبای سرما

یادتون همیشه با ما

پیشاپیش یلدا مبارک



تاريخ : شنبه بیست و پنجم آذر 1391 | 15:33 | نویسنده : پروین دشتی نژاد پور |

ارزشیابی

رییس مرکز سنجش وزارت آموزش و پرورش از اعلام نحوه ارزشیابی پایه ششم ابتدایی در سال تحصیلی92-91خبر داد.
به گزارش مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش، عبدالامیر عرفی گفت: بر اساس مصوبه کمیسیون آیین نامه ها و مقررات شورای عالی آموزش و پرورش، آن دسته از دانش آموزان پایه ششم ابتدایی، که شیوه ارزشیابی آنان در پایه پنجم به صورت ارزشیابی توصیفی بوده است، صرفاً در سال تحصیلی کنونی نیز مطابق این آئین نامه در امتحانات هماهنگ نوبت های خرداد و شهریور به صورت توصیفی ارزشیابی خواهند شد.
عرفی اضافه کرد: آن دسته از دانش آموزانی که در پایه پنجم ابتدایی، امتحانات خود را بر اساس آیین نامه امتحانات، مصوب شورای عالی آموزش و پرورش به صورت کتبی گذرانده اند، امتحانات پایه ششم آنان نیز به صورت هماهنگ منطقه ای برگزار خواهد شد
.
رییس مرکز سنجش وزارت آموزش و پرورش با اشاره به مواد درسی و نوع ارزشیابی دروس پایه ششم ابتدایی تصریح کرد: در این پایه،

* قرآن

دارای20 نمره ارزشیابی مستمر و20 نمره آزمون پایانی شفاهی

* دینی و اخلاق

دارای20نمره ارزشیابی مستمر و کلاسی و20 نمره آزمون پایانی کتبی،

*زبان و ادبیات فارسی

دارای20نمره ارزشیابی مستمر و کلاسی و20 نمره آزمون پایانی شفاهی- کتبی،

* مطالعات اجتماعی و آداب زندگی

دارای20 نمره ارزشیابی مستمر و20نمره آزمون پایانی کتبی،

* ریاضیات

دارای20 نمره ارزشیابی مستمر وکلاسی و20 نمره آزمون پایانی کتبی

*علوم تجربی

نیز دارای20 نمره ارزشیابی مستمر وکلاسی و20 نمره آزمون پایانی کتبی خواهد بود.

وی تاکید کرد: دروس هنر، سلامت وتربیت بدنی و تفکر و پژوهش به صورت مستمر وکلاسی ارزشیابی و شیوه ارزشیابی درس کار و فناوری متعاقباً اعلام خواهد شد

وی با اعلام این که فقط امسال برخی از دانش آموزان بر اساس این دستورالعمل ارزشیابی توصیفی می شوند، بیان کرد: برگزاری امتحانات متفرقه در دوره ابتدایی به استثنای پایه ششم در داخل کشور مجاز نیست و حداقل سن برای ثبت نام دراین امتحانات برای داوطلبان ، 11 سال تمام است.
عرفی خاطر نشان کرد: برای اولین بار این مرکز با همکاری و مشارکت معلمان مجرب و متخصص قصد دارد، بانـک نمونه سئوالات مطلوب و استاندارد این پایه را تهیه و به منظور بهره برداری معلمان به سراسر کشور ارسال کند
.




تاريخ : سه شنبه بیست و یکم آذر 1391 | 14:14 | نویسنده : پروین دشتی نژاد پور |

تسلیت

سانحه دلخراش آتش سوزی در مدرسه دخترانه پیرانشهر بر عموم دانش آموزان ،

 معلمان و مردم شریف ایران تسلیت باد.



تاريخ : جمعه هفدهم آذر 1391 | 13:34 | نویسنده : پروین دشتی نژاد پور |

مار گیر و اژدها

مارگير و اژدها

روزي و روزگاري در زمان‌هاي قديم مارگيري زندگي مي‌كرد. مارگير به كوه و دشت و صحرا مي‌رفت، مار مي‌گرفت و آن‌ها را به طبيبان مي‌فروخت تا از زهر مارها دارو بسازند. گاهي اوقات مارگير با مارهايي كه مي‌گرفت در روستاها و شهرها مي‌گشت، بساط خويش را مي‌گسترد و براي مردم نمايش مي‌داد. مردم هم پس از تمام شدن نمايش سكه‌اي به مارگير مي‌دادند و او با اين سكه‌ها روزگار مي‌گذرانيد. روزي از روزهاي زمستان پر برف مارگير به سوي كوهستان راه افتاد تا مار بگيرد. در دل كوهستان پر برف راه مي‌رفت، ناگهان اژدهاي مرده‌اي را كه جثه‌اي عظيم داشت، ديد. نخست خيلي ترسيد و گمان كرد اژدها خواب است اما وقتي دقت كرد فهميد جان در بدن ندارد. همين‌طور كه اژدهاي مرده را نگاه مي‌كرد، با خود انديشيد و گفت اين اژدها جان مي‌دهد براي نمايش در برابر مردم. آن را در ميان مردم مي‌برم و مي‌گويم آن را با همين دست‌هاي خودم كشته‌ام. آن وقت با ديده‌ي احترام به من خواهند نگريست و مي‌گويند عجب مارگير شجاعي. اگر ديو هم در برابرش سبز شود ذره‌اي نمي‌هراسد. 

آري مارگير دلش را خوش كرد به كار بزرگتري كه انجام نداده بود. نفس‌نفس‌زنان اژدهاي بزرگ را در كوچه‌هاي شهر به دنبال خويش مي‌كشيد و فرياد بر مي‌آوردكه: اژدهايي را كه در شكار كردنش خون جگرها خورده‌ام براي نمايش آورده‌ام. افسوس كه مارگير به سوي مرگ مي‌شتافت و خبر نداشت كه اژدها در زير سرما و برف منجمد شده بود و وقتي خورشيد سوزان بر او نور بيفشانَد زنده خواهد شد. مرد مارگير، در كنار شط كه جاي وسيعي براي اجتماع مردم بود بساطَش را گستراند، غلغله‌اي در شهر افتاد. مردم دور مارگير جمع مي‌شدند اما مارگير روي اژدها را با پلاس و پرده پوشانده بود و منتظر بود مردم بيشتري جمع شوند تا پول بيشتري جمع كند. هنوز نمايش خود را شروع نكرده بود كه ناگهان متوجه شد پلاس‌ها و پرده‌ها تكان مي‌خورند، خوب كه دقت كرد متوجه شد اژدها مي‌جنبد. مردم نيز كم‌كم متوجه زنده شدن اژدها شدند و از هيبت اژدها پا به فرار گذاشتند در همين فرار كردن‌ها عده‌اي زيادي از مردم كشته شدند. از آن‌جا كه مارگير قبلاً ادعا كرده بود اژدها را كشته است نمي‌توانست عقب‌نشيني كند به‌همين دليل به سوي اژدها رفت تا او را بكشد اما اژدها آن مارگير فريب‌خورده را همچون لقمه‌اي خورد. 




تاريخ : چهارشنبه یکم آذر 1391 | 15:52 | نویسنده : پروین دشتی نژاد پور |

ماه محرم

یش از آنی که عزادار محرم باشی

سعی کن در حرم دوست تو محرم باشی

خاک از حُرمت شش گوشه او حُرمت یافت

گر شوی خاک رهش قبله عالم باشی

منزلت نیست تو را بی مدد مهر حسین

گرچه موسی شوی و عیسی مریم باشی

گرچه نیکوست به اندوه و غمش ناله زدن

سعی کن زینت این روضه و پرچم باشی

همره زمزم اشکی که تو را بخشیدند

می توان مُحرم بیت الله اعظم باشی

شادی هر دو جهانت به خدا تأمین است

گر در این ماه عزا همسفر غم باشی

صاحب بزم حسین است، علی و زهرا

نکند غافل از این محفل ماتم باشی

به همان دست و سر و سینه مجروح قسم

شرط عشق است بر این زخم تو مرهم باشی


    ایام محرم را به همه همکاران تسلیت می گویم 



تاريخ : جمعه بیست و ششم آبان 1391 | 19:49 | نویسنده : پروین دشتی نژاد پور |

هوشمند سازی مدارس

معاون آموزش ابتدایی آموزش و پرورش با بیان این که امسال اولویت هوشمندسازی مدارس ابتدایی با پایه ششم ابتدایی است اظهار کرد: تا پایان برنامه پنجم توسعه همه پایه‌های مدارس ابتدایی در سراسر کشور هوشمند خواهند شد.

به گزارش معاونت آموزش ابتدایی و به نقل از خبرگزاری پانا؛ سرکار خانم قربان در گفت‌وگو با خبرنگار آموزش و پرورش پانا و با اشاره به بحث هوشمندسازی مدارس ابتدایی گفت: هوشمندسازی مدارس ابتدایی را تقریباً از سال گذشته شروع کرده‌ایم، اما امسال در بحث هوشمندسازی اولویت را پایه ششم ابتدایی قرار داده‌ایم.

 وی با بیان این که هوشمندسازی مدارس قبل از این که پایه ششم ابتدایی ایجاد شود و درسی با عنوان کار و فناوری درنظر گرفته شود، مدنظر بوده است افزود: معتقدیم که دانش‌آموز امروز را نمی‌توانیم با شیوهای سنتی و فقط به روش سخنرانی در کلاس آموزش دهیم.

معاون آموزش ابتدایی آموزش و پرورش ادامه داد: با وجود فناوری‌های نوین در کلاس طبیعتاً دانش‌آموز از تمام حواس شنیداری، دیداری گفتاری و لامسه خود استفاده می‌کند و در نتیجه یادگیری با تعمیق بیشتری انجام می شود و ماندگارتر می شود.

وی با بیان اینکه دانش‌آموز از طریق فناوری های نوین آموزش می‌بیند که به اطلاعات بیشتری دسترسی پیدا کند، اظهارکرد: هوشمندسازی مدارس کمک می‌کند تا دانش‌آموز مهارت استفاده از فناوری‌های نوین را کسب کند و بدین ترتیب بتواند از اطلاعات و یافته‌های علمی که از طریق اینترنت و اینترانت به دست می‌آورد، استفاده کند.

سرکار خانم قربان با اشاره به اینکه هوشمندسازی مدارس به ارتقای علمی دانش‌آموز کمک می‌کند افزود: با این رویکرد هوشمندسازی مدارس را تقریبا از سال 89 شروع کردیم و به مدارس ابتدایی اعلام کردیم تا کار هوشمندسازی را شروع کنند که در ادامه اقدامات خوبی هم در این راستا انجام شد. امسال هم تصمیم داریم که در همه مدارس با همان قدرت و قوت کار هوشمند سازی را ادامه دهیم،

 منتها با توجه به این که درس کار و فناوری برای پایه ششم ابتدایی در نظر گرفته شده است اولویت را پایه ششم ابتدایی قرار داده‌ایم تا آموزش این درس بهتر انجام شود .

 وی اضافه کرد: به استان‌ها هم اعلام کردیم که هوشمندسازی مدارس برای پایه ششم ابتدایی در اولویت قرار گیرد تا دانش‌آموز ابتدایی بتواند مهارت کافی را برای استفاده بهینه از فناوری‌های نوین در جهت دانش‌افزایی و برخورداری یافته‌های علمی خودش کسب کند.

معاون آموزش ابتدایی با بیان این که تقریبا درصد بالایی از مدارس ابتدایی به امکانات هوشمندسازی مجهز شدند، اظهار کرد: تا پایان برنامه پنجم توسعه همه پایه‌های مدارس ابتدایی در سراسر کشور هوشمند خواهند شد.

 وی تصریح کرد: در بعضی از مدارس یک سایت رایانه متشکل از10 تا 15 سیستم راه‌اندازی شده است و طبق برنامه‌ای دانش‌آموزان می‌توانند بعضی از دروس را در سایت بگذرانند.

 ایشان با بیان اینکه برخی دیگر از مدارس این فناوری‌های نوین را به درون کلاس انتقال داده‌اند، اضافه نمود: 

تاکید ما این است که درکنار استفاده از سایت رایانه، داخل کلاس هم امکان استفاده از فناوری‌های رایانه باشد تا دانش‌آموزان در تمامی ساعات حضور در مدرسه و برای تمام دروس بتوانند از امکانات فناوری‌های نوین استفاده کنند.

 منبع خبر : وزارت آموزش و پرورش

 



تاريخ : پنجشنبه هجدهم آبان 1391 | 15:25 | نویسنده : پروین دشتی نژاد پور |

اشکالات اجتماعی


در موقعیت 1 صفحه ی 20 به جای حسن,سعید نوشته شده است.

درنمودار ص 29 کلمه تن به میلیون تن تغییر یابد.




تاريخ : سه شنبه شانزدهم آبان 1391 | 14:8 | نویسنده : پروین دشتی نژاد پور |

اسید ها وبازها

در جهان میلیون‌ها ماده‌ی شیمیایی وجود دارد. بعضی از آنها دارای خاصیت اسیدی و بعضی دیگر دارای خاصیت بازی هستند. اسیدها موادی هستند که در ترکیب با آب یون هیدروژن (+H) آزاد می کنند. بازها موادی هستند که در ترکیب با آب یون هیدروکسید (-OH) آزاد می کنند (آزاد شدن یون دراین گونه واکنش ها تفکیک نامیده می‌شود). یون هیدروکسید آزاد با یون هیدروژن مولکول آب تولید می کند: H+ + OH- = H2O .در این حالت بازها تراکم یون هیدروژن را در محلول کاهش می دهند. محلولی که غنی از یون‌های هیدروژن است را اسیدی و محلولی که مقدار کمی یون هیدروژن دارد را بازی می نامند. بعضی از اسیدها بصورت جزئی تفکیک می‌شوند و به آنها اسید ضعیف می گویند؛ بعضی دیگر تفکیک کامل دارند و اسید قوی نامیده می‌شوند. بازها هم به همین ترتیب می‌توانند ضعیف یا قوی باشند.
اسیدها و بازهای رقیق که کمتر اشباع هستند فعالیت کمتری در واکنش ها دارند. میزان اسیدی و بازی بودن مواد بوسیله‌ی واحدهای PH اندازه گیری می‌شود. شاخص مورد استفاده محدوده‌ای بین 0 تا 14 دارد. موادی که PH پائین‌تر از 7 دارند اسید‌، آنهایی که PH مساوی 7 دارند خنثی و آنهایی که PH بالاتر از 7 دارند را باز می‌نامند. موادی که PH خیلی پایین دارند اسید قوی و آنهایی که PH خیلی بالا دارند باز قوی هستند. اسیدها و بازهای غلیظ بسیار خورنده و خطرناک هستند.
PH سنجشی برای میزان تراکم یا غلظت یون هیدروژن در محلول است. از آنجا که تعداد رقم‌های این کمیت بسیار زیاد خواهد شد، آن را با لگاریتم در مبنای ده نشان می‌دهند و چون این تراکم همواره از 1 کوچک‌تر است لگاریتم همیشه علامت منفی می‌گیرد و برای جلوگیری از نوشتن علامت منفی، قرار داد شده که همواره آن را با علامت مثبت بنویسند (یک علامت منفی به آن اضافه شده). بنابراین PH ،لگاریتم غلظت یون هیدروژن است و آن را این‌گونه نشان می دهند: [+PH=-log[H  
 بنابراین هرگاه PH عدد کمتری داشته باشد، غلظت یون هیدروژن بیشتر است.
آب مقطر PH =7 دارد. پس چطور ممکن است که آب مقطر یون هیدروزن آزاد داشته باشد؟ این پدیده به علت تفکیک جزئی برخی از مولکول‌های آب در اثر آشفتگی گرمایی است (H2O- ↔ H+ + OH). این یون‌ها بلافاصله به هم می‌پیوندند و مولکول‌های دیگر تفکیک می‌شوند. به این ترتیب یک تعادل دائمی در غلظت مولکول‌های تفکیک شده وجود دارد. 

 اندازه‌گیری PH
موادی وجود دارد که قابلیت تغییر رنگ دربرخورد با محیط‌های اسیدی و بازی دارند. این مواد اصطلاحا «PH indicator» ، یا معرف PH نامیده می شوند. برای مثال «فنول فتالئین» و «بروموتیمول بلو» استفاده می‌شود. معمولا برای اندازه‌گیری PH از کاغذهای مخصوص آغشته به معرف استفاده می کنند. این کاغذ‌ها وقتی که در محلول‌های اسیدی یا بازی فرو برده می‌شوند، بلافاصله دچار تغییر رنگ می‌شوند. در این مورد کاغذ لیتموس (یا ترنسل) برای همه شناخته شده است. . امروزه اندازه‌گیری PH بوسیله‌ی ابزارهای الکترونیکی مثل‌ «PH متر» امکان‌پذیر شده است .

کاغذ لیتموس
لیتموس ماده‌ای است که از گلسنگ‌های خاصی بدست می‌آید.لیتموس قابلیت این را دارد که در مقابل مواد اسیدی به رنگ قرمز و در مقابل مواد بازی به رنگ آبی در آید. در بسته‌بندی کاغذ لیتموس یک مقیاس رنگی وجود دارد که رنگ کاغذ در PH مورد نظر را نشان می‌دهد



استفاده از کاغذ لیتموس:
استفاده از کاغذ لیتموس بسیار ساده است. ابتدا گوشه‌ی انتها‌ی کاغذ را در مایعی که می‌خواهید آزمایش کنید فرو ببرید و به سرعت خارج کنید. PH مایع با مقایسه رنگ کاغذ با جدول رنگی یا مقیاس در اختیارتان مشخص می‌شود.



تاريخ : سه شنبه شانزدهم آبان 1391 | 14:5 | نویسنده : پروین دشتی نژاد پور |

داستان تفکر و پژوهش

داستان فيلم ماه بود و روباه

ماه بود و روباه / نویسنده و تصویرگر آناهیتا تیموریان. تهران: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، 1379. [28] ص، مصور (رنگی)

خلاصه‌ي داستان:

یک شب که ماه از تمام شبهای دیگر قشنگتر بود وبه زمین نزدیکتر. 

روباه کوچک از کوه بالا رفت و ماه را برداشت و به لانه خود برد. 

آن شب روباه از بودن ماه در لانه‌اش خوشحال بود. 

گاهی می خندید، گاهی دور او می چرخید، ماه فقط می تابید. 

روباه به علفزار رفت تا برای ماه غذایی دست و پا کند. 

وقتی برگشت ماه کمی بزرگتر شده بود. روباه خوشحال شد و شروع به پختن غذای لذیذی کرد. او سفره شام را قشنگ چید و رو به ماه کرد تا او را سر سفره دعوت کند. تازه یادش افتاد ماه که غذا نمی‌خورد، ماه فقط می تابد. 

فردای آن شب ماه کمی بزرگتر شده بود. روباه یک نقاشی قشنگ از او کشید، خواست آن را به ماه نشان دهد، تازه یادش افتاد، ماه که چشم ندارد. 

روز بعد روباه توی جنگل تمرین آواز کرد و به لانه برگشت، ماه را دید که باز هم بزرگتر شده است. خوشحال شد و شروع به خواندن کرد، اما هنوز چند کلمه بیشتر نخوانده بود که یادش افتاد، ماه که گوش ندارد. ماه فقط می تابد. 

شبها می گذشت و ماه بزرگ و بزرگتر می شد. اما ماه فقط بزرگ می شد و فقط می تابید. سیزده شب گذشت و شبی رسید که ماه بزرگ بزرگ شد، یک ماه کامل. فردای آن شب روباه تصمیم خود را گرفت که چطور ماه عزیزش را خوشحال کند. 

منتظر ماند و بعد از چهارده شب، وقتی ماه دوباره کوچک شد. آن را برداشت و از کوه بالا رفت و دوباره سرجایش گذاشت.



تاريخ : یکشنبه چهاردهم آبان 1391 | 14:9 | نویسنده : پروین دشتی نژاد پور |

روز دانش آموز

این سیزده آبان همان ثابت روز است

کین روز شده ثبت به دیباچه هرروز

هر سال به و ماه به و روز به وبه

امروز ز دیروز و دگر روز به امروز

امروز سیزده آبان، روز شگفتی است

روز خون است و قیام

روز حماسه است

روز پیروزی حق بر باطل

امروز روز 13 آبان روز دانش آموز است

امروز روزیست كه حوادث بزرگ و سرنوشت سازی را در پیشانی میهن اسلامیمان حك كرده است.

 

روز سیزده آبان را به دانش آموزان عزیز تبریک می گویم 



تاريخ : جمعه دوازدهم آبان 1391 | 14:59 | نویسنده : پروین دشتی نژاد پور |

عید بر شما مبارک باد

خرم تمام سپهر و زمین است                     شاد قلب اهل ایمان و یقین است

برتمام كائنات این مژده رسیده                    تاج گذاری شه دین مبین است

عید کمال دین، سالروز اتمام نعمت و هنگامه اعلان وصایت و ولایت امیر المومنین امام علی علیه السلام تهنیت باد. 

موسم عید آمد و دل ها پر از شوق و شعف

از برای عاشقان عشق علی باشد هدف

بشتابید ای عزیزان گر محب حیدرید

بهر بیعت با امیرالمومنین سوی نجف

 

چه مکانی شایسته‏تر از «غدیر خم» تا خمار آلودگان عشق الهی را از خمّ محبت بنوشاند؟!

باز هم مثل همیشه، جبریل بود و پیشگاه ادب مصطفوی؛

این بار پیامی آورده بود که پیامبر صلی‏ الله ‏علیه ‏و‏آله، سال‏ها انتظارش را می ‏کشید. 

امام صادق علیه السلام:

عید غدیر، روزى است كه رسول خدا، على علیه السلام را بعنوان پرچمدار براى مردم برافراشت و فضیلت او را در این روز آشكار كرد و جانشین خود را معرفى كرد.



تاريخ : جمعه دوازدهم آبان 1391 | 12:30 | نویسنده : پروین دشتی نژاد پور |

درس چهارم فارسی هفت خان رستم

هفت‌خان رستم

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

(تغییرمسیر از هفت‌خوان رستم)

هفت‌خان در شاهنامهٔ فردوسی هفت مرحلهٔ دشواری بودند که رستم و اسفندیار طی کردند.

کیکاووس در دژی در مازندران اسیر است. رستم به نجاتش می‌رود و در راه از هفت بلا جان سالم به در می‌برد.

خان اول: نبرد رخش با شیر بیشه 

رستم برای رها کردن کاووس از بند دیوان بر رخش نشست و به شتاب رو به راه گذاشت. رخش شب و روز می­تاخت و رستم دو روز راه را به یک روز می­برید، تا آنکه رستم گرسنه شد و تنش جویای خورش گردید. دشتی پر گور پدیدار شد. رستم پا بر رخش فشرد و کمند انداخت و گوری را به بند درآورد. با پیکان تیر آتشی بر افروخت و گور را بریان کرد و بخورد. آنگاه لگام از سر رخش باز کرد و او را به چرا رها ساخت و خود به نیستانی نزدیک درآمد و آن را بستر خواب ساخت و جای بیم را ایمن گمان برد و به خفت بر آسود.

اما آن نیستان بیشه­ی شیر بود. چون پاسی از شب گذشت شیر درنده به کنام خود باز آمد. پیلتن را بر بستر نی خفته و رخش را در کنار او چمان دید. با خود گفت نخست باید اسب را بشکنم و آنگاه سوار را بدرم. پس به سوی رخش حمله برد. رخش چون آتش بجوشید و دو دست را برآورد و بر سر شیر زد و دندان بر پشت آن فرو برد. چندان شیر را بر خاک زد تا وی را ناتوان کرد و از هم درید.

رستم بیدار شد، دید شیر دمان را رخش از پای درآورده. گفت : «ای رخش ناهوشیار ! که گفت که تو با شیر کارزار کنی ؟ اگر بدست شیر کشته می­شدی من این خود و کمند و کمان و گرز و تیغ و ببر بیان را چگونه پیاده به مازندران می­کشیدم ؟»

این بگفت و دوباره بخفت و تا بامداد برآسود.

خان دوم: بیابان بی‌آب 

چون خورشید سر از کوه بر زد تهمتن برخاست و تن رخش را تیمار کرد و زین بر وی گذاشت و روی به راه آورد. چون زمانی راه سپرد بیابانی بی آب و سوزان پیش آمد. گرمای راه چنان بود که اگر مرغ بر آن می­گذشت بریان می­شد. زبان رستم چاک چاک شد و تن رخش از تاب رفت. رستم پیاده شد و زوبین در دست چون مستان راه می­پیمود. بیابان دراز و گرما زورمند و چاره ناپیدا بود. رستم به ستوه آمد و رو به آسمان کرد و گفت : «ای داور داروگر ! رنج و آسایش همه از توست. اگر از رنج من خشنودی رنج من بسیار شد. من این رنج را بر خود خریدم مگر کردگار شاه کاووس را زنهار دهد و ایرانیان را از چنگال دیو برهاند که همه پرستندگان و بندگان یزدان­اند. من جان و تن در راه رهایی آنان گذاشتم. تو که دادگری و ستم دیدگان را در سختی یاوری کار مرا مگردان و رنج مرا به باد مده. مرا دستگیری کن و دل زال پیر را بر من مسوزان.»

همچنان می­رفت و با جهان آفرین در نیایش بود، اما روزنه­ی امیدی پدیدار نبود و هردم توانش کاسته­تر می­شد. مرگ را در نظر آورد و به دریغ با خود گفت : «اگر کارم با لشکری می­افتاد شیروار به پیکار آنان می­رفتم و به یک حمله آنان را نابود می­ساختم. اگر کوه پیش می­آمد به گرز گران کوه را فرو می­کوفتم و پست می­کردم و اگر رود جیهون بر من می­غرید به نیروی خداداد در خاکش فرو می­بردم. ولی با راه دراز و بی­آب و گرمای سوزان دلیری و مردی چه سود دارد و مرگی را که چنین روی آرد چه چاره می­توان کرد ؟»

در این سخن بود که تن پیلوارش از رنج راه و تشنگی، سست و نزار شد و ناتوان بر خاک گرم افتاد. ناگاه دید میشی از کنار او گذشت. از دیدن میش امیدی در دل رستم پدید آمد و اندیشید که میش باید آبشخوری نزدیک داشته باشد. نیرو کرد و از جای برخاست و در پی میش به راه افتاد. میش وی را به کنار چشمه­ای رهنمون شد. رستم دانست که این یاوری از جهان آفرین به وی رسیده است. بر میش آفرین خاند و از آب پاک نوشید و سیراب شد. آنگاه زین از رخش جدا کرد و وی را در آب چشمه شست و تیمار کرد و سپس در پی خورش به شکار گور رفت. گوری را بریان ساخت و بخورد و آهنگ خواب کرد. پیش از خواب رو بر رخش کرد و گفت : «مبادا تا من خفته­ام با کسی بستیزی و با شیر و دیو پیکار کنی. اگر دشمن پیش آمد نزد من بتاز و مرا آگاه کن.»

خان سوم: جنگ با اژدها 

رخش تا نیمه شب در چرا بود. اما دشتی که رستم بر آن خفته بود آرامگاه اژدهایی بود که از بیمش شیر و پیل و دیو را یارای گذشتن بر آن دشت نبود. چون اژدها به آرامگاه خود باز آمد رستم را خفته و رخش را در چرا دید. در شگفت ماند که چگونه کسی به خود دل داده و بر آن دشت گذشته ؟ دمان رو به سوی رخش گذاشت.

رخش بی­درنگ به بالین رستم تاخت و سم رویین بر خاک کوفت و دم افشاند و شیهه زد. رستم از خواب جست و اندیشه­ی پیکار در سرش دوید. اما اژدها ناگهان به افسون ناپدید شد. رستم گرد خود به بیابان نظر کرد و چیزی ندید. با رخش تند شد که چرا وی را از خواب باز داشته است و دوباره سر بر بالین گذاشت و بخواب رفت. اژدها باز از تاریکی بیرون آمد.

رخش باز به سوی رستم تاخت و سم بر زمین کوفت و خاک بر افشاند. رستم بیدار شد و بر بیابان نگه کرد و باز چیزی ندید. دژم شد و به رخش گفت : «در این شب تیره اندیشه­ی خواب نداری و مرا نیز بیدار می­خواهی ؟ اگر این بار مرا از خواب باز داری سرت را به شمشیر تیز از تن جدا می­کنم و خود پیاده به مازندران می­روم. گفتم اگر دشمنی پیش آمد با وی مستیز و کار را به من واگذار. نگفتم مرا بی­خواب کن. زنهار تا دیگر مرا از خواب بر نینگیزی.»

سوم بار اژدها غران پدیدار شد و از دم آتش فرو ریخت. رخش از چراگاه بیرون دوید اما از بیم رستم و اژدها نمی­دانست چه کند که اژدها زورمند و رستم تیز خشم بود. سرانجام مهر رستم او را به بالین تهمتن کشید. چون باد پیش رستم تاخت و خروشید و جوشید و زمین را به سم خود چاک کرد. رستم از خواب خوش برجست و با رخش بر آشفت. اما جهان آفرین چنان کرد که این بار زمین از پنهان ساختن اژدها سر باز زد. در تیرگی شب چشم رستم به اژدها افتاد. تیغ از نیام کشید و چون ابر بهار غرید و به سوی اژدها تاخت و گفت : «نامت چیست که جهان بر تو سر آمد. می­خواهم که بی­نام بدست من کشته نشوی.»

اژدها غرید و گفت : «عقاب را یارای پریدن بر این دشت نیست و ستاره این زمین را به خواب نمی­بیند. تو جان به دست مرگ سپردی که پا در این دشت گذاشتی. نامت چیست ؟ جای آن است که مادر بر تو بگرید.»

تهمتن گفت : «من رستم دستان از خاندان نیرمم و به تنهایی لشکری کینه ورم. باش تا دستبرد مردان را ببینی.» این بگفت و به اژدها حمله برد. اژدها زورمند بود و چنان با تهمتن در آویخت که گویی پیروز خواهد شد. رخش چون چنین دید ناگاه برجست و دندان در تن اژدها فرو برد و پوست او را چون شیر از هم بدرید. رستم از رخش خیره ماند. تیغ برکشید و سر از تن اژدها جدا کرد. رودی از خون بر زمین فرو ریخت و تن اژدها چون لخت کوهی بی­جان بر زمین افتاد. رستم جهان آفرین را یاد کرد و سپاس گفت. در آب رفت و سر و تن بشست و بر رخش نشست و باز رو به راه نهاد.

خان چهارم: زن جادو 

رستم پویان در راه دراز می­راند تا آنکه به چشمه ساری رسید پر گل و گیاه و فرح بخش. خانی آراسته در کنار چشمه، گسترده بود و بره­ای بریان با دیگر خوردنی­ها در آن جای داشت. جامی زرین پر از باده نیز در کنار خان دید. رستم شاد شد و بی­خبر از آنکه خان دیوان است فرود آمد و بر خان نشست و جام باده را نیز نوش کرد. سازی در کنار جام بود. آن را برگرفت و سرودی نغز در وصف زندگی خویش خاندن گرفت :

که آوازه بد نشان رستم است که از روز شادیش بهره کم است همه جای جنگ است میدان اوی بیابان و کوه است بستان اوی همه جنگ با دیو و نر اژدها ز دیو و بیابان نیابد رها می و جام و بو یا گل و مرغزار نکردست بخشش مرا روزگار همیشه به جنگ نهنگ اندرم دگر با پلنگان به جنگ اندرم

آواز رستم و ساز وی به گوش پیرزن جادو رسید. بی­درنگ خود را بر صورت زن جوان زیبایی بیاراست و پر از رنگ و بوی نزد رستم خرامید. رستم از دیدار وی شاد شد و بر او آفرین خاند و یزدان را به سپاس این دیدار نیایش گرفت. چون نام یزدان بر زبان رستم گذشت ناگاه چهره­ی زن جادو دگرگونه شد و صورت سیاه اهریمنی­اش پدیدار گردید. رستم تیز در او نگاه کرد و دریافت که زنی جادوست. زن جادو خواست که بگریزد اما رستم کمند انداخت و سر او را سبک به بند آورد. دید گنده پیری پر نیرنگ است. خنجر از کمر گشود و او را از میانه به دو نیم کرد.

خان پنجم: جنگ با اولاد مرزبان 

در این خان رستم در مسیر راه خود، در کنار رودی به خواب رفت و رخش در چمنزاری به چرا مشغول شد. دشت‌بان آن ناحیه که از چرای رخش به خشم آمده بود به رستم حمله برده و در خواب ضربه‌ای به وی وارد کرد.

چو در سبزه دید اسب را دشت‌بان

گشاده زبان شد، دمان، آن زمان

سوی رخش و رستم بنهاده روی

یکی چوب زد گرم بر پای اوی

رستم از خواب برخاست و گوشهای دشت بان را کنده و کف دست او نهاد. دشت‌بان به پهلوان آن نواحی که «اولاد» نام داشت و سپاهیانش، شکایت برد. اولاد و سپاهیانش به جنگ رستم رفتند. رستم به سپاه حمله برده و پس از تار و مار کردن آنان اولاد را اسیر کرد و به او گفت که اگر محل دیو سپید را به وی نشان دهد او را شاه مازندران خواهد کرد و در غیر این صورت او را خواهد کشت. اولاد نیز پیشاپیش رستم و رخش به راه افتاد تا محل دیو سپید را به آنان نشان دهد...

خان ششم: جنگ با ارژنگ دیو 

پس از آنکه رستم و اولاد به کوه اسپروز یعنی محلی که در آن دیو سپید، کاووس را در بند کرده بود، رسیدند دریافتند که یکی از سرداران دیو سپید به نام ارژنگ دیو مامور نگهبانی از آن است. رستم شب را خوابید و صبح روز بعد اولاد را با طناب به درختی بست و به جنگ ارژنگ دیو رفت. وی با حمله‌ای سریع سر ارژنگ دیو را از تن جدا ساخت و در نتیجه سپاهیان ارژنگ دیو نیز از ترس پراکنده شدند.

چو رستم بدیدش بر انگیخت اسب

بیامد به کردار آذرگشسب

سر و گوش بگرفت و یالش دلیر

سر از تن بکندش به کردار شیر

پر از خون سر دیو کنده ز تن

بینداخت زان سو که بد انجمن

سپس رستم و اولاد به سمت شهری که محل نگهداری کاووس و سپاهیانش بود به راه افتادند و آنان را از بند رها ساختند. کاووس رستم را در مورد محل دیو سپید راهنمایی کرد و رستم و اولاد به سمت غار محل زندگی دیو سپید به راه افتادند.

خان هفتم: جنگ با دیو سفید 

در خان آخر، رستم و اولاد به هفت کوه که غار محل زندگی دیو سفید در آن قرار داشت رسیدند. شب را در آنجا سپری کردند. صبح روز بعد رستم پس از بستن دست و پای اولاد، به دیوان نگهبان غار حمله ور شد و آنان را از بین برد. وی سپس وارد غار تاریک شد. در غار با دیو سپید مواجه شد که همانند کوهی به خواب رفته بود.

به رنگ شبه روی و چون شیر موی

جهان پر ز پهنا و باﻻی اوی

به غار اندرون دید رفته به خواب

به کشتن نکرد ایچ رستم شتاب

دیو سفید با سنگ آسیاب و کلاه خود و زره آهنی به جنگ رستم رفت. رستم یک پا و یک ران وی را از بدن جدا ساخت. دیو با همان حال با رستم گلاویز شد و نبردی طولانی میان آندو درگرفت که گاه رستم و گاه دیو در آن برتری می‌یافتند. در پایان، رستم با خنجر خود دل دیو را پاره کرده و جگر او را در آورد.

زدش بر زمین همچو شیر ژیان

چنان کز تن وی برون کرد جان

فرو برد خنجر دلش بر درید

جگرش او تن تیره بیرون کشید

همه غار یکسر تن کشته بود

جهان همچو دریای خون گشته بود

سایر دیوان با دیدن این صحنه فرار کردند. با چکاندن خون دیو در چشمان کاووس و سپاهیان ایران، همگی آنان بینایی خود را باز یافتند و به جشن و پایکوبی مشغول شدند.



تاريخ : چهارشنبه سوم آبان 1391 | 15:54 | نویسنده : پروین دشتی نژاد پور |

داستان تفکر و پژوهش

‏: داستان درخت بخشنده

درخت بخشنده/ نوشته شل سیلور استاین، نقاش شل سیلور استاین، مترجم رضي هیرمندی، ‌تهران، نمایشگاه کتاب کودک، 1363[48] ص، مصور (رنگی)

خلاصه‌ي داستان:‌

روزی روزگاری درختی بود. ‌و او پسرک کوچولوئی را دوست می داشت. ‌و پسرک هر روز می‌آمد. و برگهایش را جمع می کرد، و از آن‌ها‌ کلاه می ساخت. از تنه‌اش بالا می رفت، و سیب می‌خورد. ‌پسرک هر وقت خسته می‌شد زیر سایه‌اش می‌خوابید. او درخت را دوست می‌داشت. ‌و درخت خوشحال بود. ‌اما زمان می‌گذشت، و پسرک بزرگ می شد و درخت اغلب تنها بود. 

یک روز پسرک نزد درخت آمد. ‌درخت گفت:‌ پسر از تنه‌ام بالا بیا، با شاخه‌‌ها‌یم تاب بخور، سیب بخور و در سایه‌ام بازی کن. ‌پسرک گفت:‌ من دیگر بزرگ شده‌ام، می خواهم چیزی بخرم و سرگرمی داشته باشم. من پولی ندارم. من تنها برگ و سیب دارم. سیب‌ها‌یم را به شهر ببر، بفروش آن وقت پول خواهی داشت. 

پسرک از درخت بالا رفت، سیبهایش را چید و برداشت و رفت. 

اما پسرک دیگر تا مدتها بازنگشت. ‌درخت غمگین بود. تا یک روز پسرک برگشت. 

درخت از شادی تکان خورد و گفت از تنه‌ام بالا بیا. پسر گفت:‌ آنقدر گرفتارم که فرصت بالا رفتن از درخت را ندارم. ‌من خانه‌ای می خواهم که خودم را در آن گرم نگاه دارم، زن و بچه می خواهم. ‌می توانی به من خانه بدهی؟ درخت گفت:‌ من خانه‌ای ندارم، تو می توانی شاخه‌ها‌یم را ببری و برای خود خانه‌ای بسازی. 

آنوقت پسرک شاخه‌ها‌یش را برید تا برای خود خانه‌ای بسازد. 

اما پسرک تا مدتها بازنگشت. ‌وقتی برگشت، درخت به او گفت:‌ بیا، پسر، بیا و بازی کن. ‌پسرک گفت:‌ دیگر آنقدر پیر و افسرده شده‌ام که نمی توانم بازی کنم. ‌قایقی می خواهم که مرا از اینجا به جائی دور برد. ‌تو می توانی بمن قایقی بدهی؟ 

درخت گفت:‌ تنه‌ام را قطع کن و برای خود قایقی بساز. و پسر تنۀ درخت را قطع کرد، قایقی ساخت و سوار بر آن از آنجا دور شد. 

پس از زمانی دراز پسرک بار دیگر برگشت. ‌درخت گفت:‌ متأسفم که چیزی ندارم تا بتو بدهم. 

پسرک گفت:‌ من دیگر به چیزی احتیاج ندارم. ‌بسیار خسته‌ام. ‌فقط جائی برای نشستن و آسودن می خواهم. 

درخت گفت:‌ بسیار خوب، تا جایی که می توانست خود را بالا کشید، و گفت:‌ بیا پسر، بیا بنشین و استراحت کن. 

و پسرک خیال کرد، درخت خوشحال بود. 



تاريخ : دوشنبه یکم آبان 1391 | 15:30 | نویسنده : پروین دشتی نژاد پور |

ادامه درس علوم کار در منزل صفحه 19

کاغذ چگونه فراهم می شود ؟ ( کار در منزل صفحه 19 علوم ششم

تکه‌اى کاغذ بردارید، آن را از گوشه‌اى پاره کنید و با دقت به لبه‌ى پارگى نگاه کنید. رشته‌هاى نازک و مومانندى را می‌بینید که همانند رشته‌هاى پشمى نمد، در هم تنیده‌اند، این رشته‌‌ها از ملکولى به نام سِلولٌز ساخته شده‌اند. سلولز ملکولى نخ‌مانند و دراز است که پیکر گیاهان را می‌سازد. هر یک از رشته‌هایى را که در لبه‌ى پارگى کاغذ می‌بینید، از هزاران ملکول سلولز ساخته شده که مانند رشته‌هاى طناب به دور هم پیچیده‌اند.

چوب درختان مقدار فراوان سلولز دارد. به این دلیل، کاغذ را از آن می‌سازند، براى این کار، درختان را می‌برند و به کمک ماشین ویژه‌اى، تنه‌ى آن‌ها را ریز ریز می‌کنند. سپس، این تکه‌هاى کوچک چوب را با مواد شیمیایى و مقدار فراوان آب داغ، مخلوط می‌کنند تا خمیرى از رشته‌هاى سلولزى به دست می‌آید. در گام دیگر، خمیر را روى یک تورى فلزى می‌ریزند تا آب خود را از دست بدهد. سپس خمیر از لابه‌لاى چند غلطک می‌گذرد و آب خود را بیش‌تر از دست می‌دهد. پمپ‌هاى مکنده‌ى آب، به این آب‌گیرى کمک می‌کنند. سرانجام، خمیرى که به صورت ورقه‌ى درازى درآمده است، با گذشتن از لابه‌لاى غلطک‌هاى داغ، خشک می‌شود و برگه‌ى دراز کاغذ از دستگاه بیرون می‌آید.
گاهى با کمک مواد دیگرى، کاغذهاى بهترى ساخته می‌شود. براى این که کاغذ خیلى آب جذب نکند، مواد شیمیایى ویژه‌اى به آن می‌افزایند. براى تولید کاغذهاى بسیار نرم و سفید، کاغذ را از لابه‌لاى غلطک‌هایى می‌گذرانند که دماى بیش‌ترى دارند و سطح آن را با مخلوطى از خاک چینى و آب ‌پوشانده‌اند. براى این که کاغذ محکم‌تر شود، به آن پنبه می‌افزایند. اگر بخواهند از کاغذ، دستمال کاغذى بسانزد، به آن نرم کننده می‌افزایند و با کمک مواد شیمیایى، میکروب‌هاى آن را از بین می‌برند.
در پایان کار، دستگاهى که به رایانه مجهز است، ضخامت کاغذ، مقدار آب و شمار سوراخ‌هاى احتمالى آن را بررسى می‌کند. در صورتى که ضخامت در همه‌جا یکسان باشد، مقدار آب مناسب باشد و شمار سوراخ‌ها کم‌ باشد، کاغذ راهى بازار می‌شود.
بازیافت کاغذ
براى آماده کردن کاغذ هر روز به اندازه یک جنگل، درخت بریده می‌شود. اگر چه به جاى آن‌ها، درختان جدیدى کاشته می‌شوند، اما آن‌ها سریع رشد نمی‌کنند تا جاى همه‌ى درختان بریده شده را پر کنند. به این دلیل، کاغذهاى باطله را بازیافت می‌کنند. پس از گرد‌آورى کاغذهاى باطله، جوهر روى آن‌ها را با کمک‌ مواد شیمیایى بر می‌دارند. سپس آن‌ها را با مواد شیمیایى و مقدار فراوان آب مخلوط می‌کنند. تا خمیر کاغذ به دست آید. اکنون از این خمیر ورقه‌هاى کاغذ ساخته می‌شوند. شما با مصرف درست کاغذ و جدا کردن کاغذهاى باطله از آشغال‌ها، می‌توانید به حفظ جنگل‌‌ها کمک کنید.
کاغذ بسازید
به کمک وسایل بسیار ساده‌اى می‌توانید در خانه کاغذ بسازید. براى این کار مقدارى کاغذ باطله را ریز ریز کنید. تکه‌هاى کاغذ را تا 15 دقیقه در آب گرم بگذارید. سپس به کمک قاشق‌، آن‌ها را با آب مخلوط کنید تا خمیر کاغذ آماده شود. اکنون به کمک غربال، آب اضافى خمیر را از آن بگیرید. سپس خمیر را به آرامى روى یک ورقه‌ى پلاستیک برگردانید و روى آن را با ورقه پلاستیکى دیگرى بپوشانید. اکنون به کمک وردنه آب اضافى را از کاغذ بیرون کنید و آن را در آفتاب بگذارید تا خوب خشک شود.
چینی‌هاى باستان، به همین روش از پوست درخت توت کاغذ می‌ساختند. ایرانی‌ها کاغذ سازى را از چینی‌ها آموختند و براى این که روى کاغذ بهتر بتوانند بنویسند، هر دو سطح آن را با نشاسته می‌پوشاندند. شما نیز می‌توانید به خمیر کاغذ خود کمى نشاسته بزنید تا کاغذ بهترى داشته باشید. همچنین می‌توانید با نوآورى خود کاغذهاى جالب‌ترى بسازید. براى مثال، به خمیر کاغذ چند گلبرگ اضافه کنید و اثر آن را بر کاغذ ساخت خود ببینید.

کلر:رنگ بر

اگر کاغذ سفید مورد نظر باشد، عملیات شست‌وشو (سفید کردن) نیز باید در فرایند ساخت منظور شود. رنگبری از طریق لیگنین زدایی که سبب سفید شدن دائمی کاغذ می شود را می توان در مورد خمیرهای شیمیایی انجام داد . این فرایند در چند مرحله و معمولاً به وسیله کلر ، دیوکسیدکلر ، اکسیژن و سایر ترکیب های رنگبر عملی می شود

کلر در سال 1774 توسط شیل کشف شد و خواص رنگبری آن در سال 1784 توسط بوتوله اعلام گردید . اما حدود یک قرن پس از این تاریخ تولید صنعتی کلر از طریق تجزیه الکترولیتی کلرید سدیم میسر شد و پس از آن ، مصرف کلر در صناایع مختلف رواج یافت . حدود پنجاه سال پس از این تاریخ ، مصرف کلر به عنوان رنگبر و سفید کننده در صنعت خمیر کاغذ آغاز شد

 به دلیل مشکلات زیست محیطی ، در طی چند سال آینده ، احتمالاً استفاده از گاز کلر برای رنگبری منسوخ خواهد شد و استفاده از دیوکسید کلر رونق خواهد یافت . اما در دراز مدت ، مواد شیمیایی فاقد کلر ( اکسیژن ، هیدروژن پروکسید و اوزون ) جای دیوکسید کلر را خواهد گرفت

نشاسته:صاف کننده سطح کاغذ و افزایش مقاومت

نشاسته های کاتیونیک عمدتا برای حفظ و نگهداری الیاف و رنگدانه ها روی کاغذ مصرف می شوند، همچنین استفاده از اینها باعث بهبود و استحکام در مقابل پارگی و پایداری در مقابل تا خوردن کاغذ می شوند، همچنین به عنوان امولسیفایر برای ضد آب کردن کاغذهای چسب زنی و آهار زنی و در تصفیه و پالایش سنگ معدن به عنوان عوامل انباشتگی و لخته کنندگی مورد استفاده قرار می گیرند

گچ: شفافیت کاغذ

یک وجه اصلی صنعت کاغذسازی، فرایندی است که در آن الیاف معلق در آب تحت عمل پرداخت مکانیکی شدید قرار گیرند. عمل کوبیدن یا تصفیه، بر خصوصیات مکانیکی کاغذ اثر دارد. برای مثال افزایش پرداخت، موجب افزایش استحکام چگالی ظاهری الیاف است و اثر مستقیم آن بر روی الیاف، ایجاد انعطاف پذیری بیشتر آنهاست که موجب می‌شود الیاف بر روی یکدیگر خوابیده و سطح تماس بیشتری به‌وجود آید. به این ترتیب، اتصال بین الیاف تقویت می‌شود. البته این فرایند بسیار پیچیده است.در تولید کاغذهایی که از آنها برای چاپ یا نوشتن استفاده می‌شود، نوعی ماده پُر کننده به‌کار می‌رود. استفاده از این ماده نتایج بسیاری دارد مانند افزایش میزان ماتی، صافی، و یکنواختی کاغذ. مواد پرکننده رایج، چینی و گچ (کربنات کلسیم) است. سهم مواد پرکننده در کاغذ می‌تواند زیاد و بین ۱۰ تا ۱۵درصد وزن کاغذ را تشکیل دهد.

پلاستیک:

به کاغذ موادی (پلاستیک؛)، البته به مقدار بسیار کم، می‌افزایند تا به آن ویژگی خاص بدهند، مثلاآن را در برابر رطوبت مقاوم کند یا بر شفافیت آن بیفزایند و رنگ و سایه آن را تنظیم کنند.پوشش و پرداخت سطح کاغذ. مواد پوششی عمل‌آور سطح کاغذ، اجزای مهم غیرالیافی کاغذ را تشکیل می‌دهد. یکی از این نمونه‌ها کاغذهای براق مورد استفاده در مجله‌ها و نیز کاغذهای ضد آب هستند که گاه برای کتاب‌ها نیز به‌کار می‌روند.

رنگ:

تولید کاغذهای رنگی

علت استفاده از مواد زیر در کاغذ سازی:

پلاستیک: برای براق شدن کاغذ ها و زیبایی مثل جلد کتاب ها یا شومیز

رنگ: برای استفاده از تصاویر مثل خود کتاب های بچه هاو ...

نشاسته : نشاسته به علت داشتن سلولز برای مقاوم کردن کاغذ استفاده میشه و همچنین جلوگیری از فرسودگی

کلر:برای از بین بردن رنگ تیره کاغذ و جدا کردن ماده لیگتین

گچ(کربنات کلسیم): برای افزایش ماتی -صافی و یکنواختی کاغذ

 



تاريخ : جمعه بیست و یکم مهر 1391 | 11:16 | نویسنده : پروین دشتی نژاد پور |

روز بزرگ داشت حافظ

ای هـــدهـــد صبا به سبا می‌فرستمت 

بنگــر که از کـــجا به کـــجا می‌فرستمت

حیف است طایری چـو تو در خاکـدان غم

زین جــــــا به آشیان وفـــا می‌فرستمت

در راه عشق مرحله قـــرب و بعد نیست

می‌بینمت عیــــان و دعـــا می‌فرستمت

هــر صبح و شام قافله‌ای از دعای خیـر

در صحبت شمال و صـــــبا می‌فرستمت

تا لشکــــــر غمت نکند ملک دل خــراب

جان عزیز خـــود به نــــــوا می‌فرستمت

ای غایب از نظر که شدی ‌همنشین دل

می‌گویمت دعــــا و ثنـــــا می‌فرستمت 



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه بیستم مهر 1391 | 14:10 | نویسنده : پروین دشتی نژاد پور |

داستان تفکر و پژوهش

پرواز کن، پرواز!/ به روایت کریستوفر گریگوروسکی، مترجم محسن چینی فروشان، تصویرگر نیکلاس دالی. تهران: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، 1380]36[ ص. مصور (رنگی)

خلاصه‌ي داستان::‌

برّه کوچولو گم شده بود و بچه‌ها‌ خیلی ناراحت بودند. ‌دیروز بعدازظهر، وقتی بچه‌ها‌ با گله برگشتند، برّه همراه آن‌ها‌ نبود. ‌پدر، بچه‌ها‌ را آرام کرد و برای پیدا کردن بره از کلبه بیرون رفت.

مرد کشاورز به طرف درّه‌ای که آن نزدیکیها بود راه افتاد. با دقت دوروبر را نگاه کرد. ‌ولی هیچ نشانی از بره کوچولو نبود.

مرد کشاورز از درّه گذشت و به جنگل انبوهی رسید. ‌میان درختان، اطراف تپه‌ها‌ را هم گشت، ولی هیچ نشانی از برّه کوچولو نبود.

مرد کشاورز به کوه بلندی رسید، از دامنه کوه بالا رفت. ‌هراز گاهی می ایستاد و برّه‌اش را صدا می کرد، خبری از برّه کوچولو نبود.

مرد کشاورز همچنان که از کوه بالا می رفت به شکافی رسید که آب از میان آن جاری بود. ‌به سختی از شکاف بالا رفت تا به صخرۀ بزرگی رسید. ‌ناگهان منظرۀ عجیبی دید:‌ یک بچه عقاب که به نظر می رسید

تازه سر از تخم درآورده است. ‌آنجا افتاده بود. مرد کشاورز با سختی خود را به بچه عقاب رساند و او را میان دستانش گرفت. ‌دو دل بود، اگر او را با خود می برد، ممکن بود پدر و مادرش دنبال او بگردند و اگر او را همان جا رها میکرد، معلوم نبود چه بلایی سرش می‌آمد. ‌بالاخره تصمیم گرفت او را با خود ببرد و از او مواظبت کند. بچه عقاب را بغل کرد و به طرف خانه براه افتاد. در راه بارها بره کوچولو را صدا زد، ولی هیچ خبری از او نبود.

هنوز به خانه نرسیده بود که بچه‌ها‌ با خوشحالی از خانه بیرون دویدند و یکی از آن‌ها‌ فریاد زد:‌ برّه کوچولو خودش برگشته.

مرد کشاورز از شنیدن این خبر خیلی خوشحال شد بچه عقاب را به آن‌ها‌ نشان داد و گفت ما باید از این بچه عقاب نگهداری کنیم. ‌او را در آشپزخانه میان مرغ و جوجه‌ها‌ رها کرد. ‌روزها می‌گذشت و بچه عقاب بزرگ و بزرگتر می شد. یک روز صبح اتفاق تازه ای افتاد ویکی از دوستان قدیمی مرد کشاورز سر زده به دیدن آن‌ها‌ آمد. ‌آن دو کنار هم نشستند و از هر دری سخن گفتند. ‌ناگهان دوست کشاورز بچه عقاب را دید و با صدای بلند فریاد زد باور کردنی نیست. ‌یک بچه عقاب میان جوجه‌ها‌؟ !

مرد کشاورز با لبخند جواب داد:‌ او دیگر عقاب نیست، یک جوجه است. ‌درست مثل یک جوجه غذا می خورد، راه می رود و جیک جیک می کند.

دوستش با ناراحتی گفت:‌ به هر حال او یک بچه عقاب است. ‌می خواهی به تو نشان دهم که او یک عقاب است؟

مرد کشاورز گفت:‌ نشان بده ببینم.

بچه عقاب را بالای سرش برد و فریاد زد:‌ تو جوجه نیستی، یک عقابی، پرواز کن، پرواز! پرنده بالهایش را باز کرد، نگاهی به اطراف انداخت و به سرعت به طرف زمین برگشت. ‌مرد کشاورز، خنده بلندی سر داد و گفت:‌ من که گفتم او یک جوجه است!

چند روز بعد دوست مرد کشاورز برگشت و فریاد زد:‌ من می خواهم به تو ثابت کنم که آن پرنده یک عقاب است نه یک جوجه. ‌لطفا نردبان را بیاور تا به تو نشان دهم. ‌مرد از نردبان بالا رفت عقاب را بالای سرش نگه داشت و آسمان را به او نشان داد و آهسته در گوشش گفت:‌ تو جوجه نیستی، یک عقابی، پرواز کن، پرواز!

ناگهان پرنده پاهایش را از هم باز کرد، بالهایش را بست و از روی بام پایین پرید و خود را به جوجه‌ها‌ رساند.

صبح روز بعد هنوز هوا روشن نشده بود که صدای پارس سگ، مرد کشاورز را از خواب بیدار کرد. ‌با نگرانی بلند شد. ‌در را که باز کرد با تعجب خود را کنار کشید و گفت:‌ تو اینجا چه کار می کنی؟

دوستش جواب داد:‌ من را ببخش، فقط یک بار دیگر به من فرصت بده، خواهش می کنم.

مرد کشاورز که عصبانی شده بود، گفت:‌ هنوز خیلی به صبح مانده و خواست در را بندد که دوستش گفت:‌ فقط یک بار دیگر خواهش می کنم.

مرد کشاورز دلش نیامد خواهش او را قبول نکند. ‌پرسید:‌ حالا چکار باید بکنم؟

دوستش جواب داد آن پرنده را بردار و با من بیا.

مرد کشاورز با بی میلی پرنده را که در خواب خوش و عمیقی فرو رفته بود. ‌آهسته بغلش کرد و او را به دوستش داد.

آن دو راه افتادند و در تاریکی بیرون کلبه ناپدید شدند.

مرد کشاورز از دوستش پرسید:‌ حالا کجا می رویم؟

دوستش جواب داد:‌ به کوهستان، همان جایی که این پرنده را پیدا کردی.

آن دو درّه‌ها‌ و رودخانه را پشت سر گذاشتند.

وقتی آن دو با زحمت فراوان از کوه بالا می رفتند. دوست مرد کشاورز لحظه‌ای ایستاد و به دوستش گفت:‌ نگاه کن زمین زیر پای ماست. ‌چیزی نمانده به قله برسیم.

بالاخره به قله رسیدند. ‌دوست مرد کشاورز با احتیاط و دقت، پرنده را لب صخره گذاشت و آرام در گوش او زمزمه کرد، به روبه رو نگاه کن! هر وقت خورشید طلوع کرد، توهم طلوع کن! زمین جای تو نیست. ‌تو مال آسمانی پرواز کن! پرواز! خورشید طلایی از پشت کوهها بالا می آمد بچه عقاب بالهایش را باز کرد و به خورشید سلام کرد. ‌مرد کشاورز ساکت بود و نگاه می کرد. همه جا آرام بود و هیچ صدایی نمی آمد. ‌بچه عقاب سرش را بلند کرد. ‌بالهایش را باز کرد و پرواز را آغاز کرد و کمی بعد در فضای بیکران آسمان گم شد.

او دیگر هیچ وقت میان جوجه‌ها‌ برنگشت.

 

 



تاريخ : چهارشنبه نوزدهم مهر 1391 | 14:21 | نویسنده : پروین دشتی نژاد پور |

داستان تفکر و پژوهش

خرسی که می خواست خرس باقی بماند / نویسنده یورگ اشتانیر؛ مترجم ناصر ایرانی؛ تصویرگر یورگ مولر. تهرا ن: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان. 1377، [32] ص، مصور (رنگی)

خلاصه‌ي داستان:

درختان برگ می ریختند و غازهای وحشی رو به جنوب پرواز می کردند. ‌سردی باد خرس را می آزرد. ‌او یخ کرده و خسته بود.

بوی برف را در هوا شنید و به سوی غار گرم و دلپذیرش رفت.

در لانۀ گرم خود به خوابی عمیق فرو رفت. خرسها در تمام طول زمستان می خوابند.

روزی حادثه‌ای اتفاق افتاد آدمیانی به جنگل آمدند و با خود نقشه و دوربین و ارّه آوردند و درختان را یکی پس از دیگری بریدند. ‌سپس ماشین و جرثقیل آوردند تا در دل جنگل یک کارخانه بسازند. ‌وقتی بهار فرا رسید، خرس از خواب بیدار شد. ‌غار او اینک زیر کارخانه بود.

خرس از غار بیرون آمد، با تعجب به کارخانه زُل زد. ‌در همین لحظه نگهبان کارخانه جلو دوید و داد زد:‌ اوهوی، عمو! چرا آنجا بیکار ایستاده‌ای؟

خرس گفت:‌ معذرت می خواهم از حضورتان، آقا ولی من یک خرسم.

نگهبان داد زد:‌ یک خرس؟ تو هیچی نیستی مگر یک کارگر تنبل و کثیف. ‌او آن قدر عصبانی بود که خرس را برد پیش رئیس کارگزینی، خرس در نهایت ادب به رئیس کارگزینی گفت من یک خرسم، آقا. رئیس کارگزینی گفت:‌ تو یک کارگر تنبل و کثیف هستی که باید حمام بروی تا قیافه آدمیزاد پیدا کنی. آن وقت خرس را پیش معاون بخش اداری برد.

وقتی خرس وارد اطاق معاون بخش اداری شد. ‌داشت تلفنی به کسی می گفت:‌ ما اینجا یک کارگر خیلی تنبل داریم که ادعا می کند خرس است. ‌و او را پیش رئیس بخش اداری فرستاد. وقتی خرس وارد اطاق رئیس بخش اداری شد. ‌او گفت چه موجود کثیفی، جناب رئیس می‌خواهد ببیندش. ببریدش خدمت ایشان.

جناب رئیس به حرفهای خرس خوب گوش داد، و دست آخر گفت:‌ جالب است! پس تو خرس، آره؟ تا وقتی ثابت نکنی که حقیقتاً خرسي من حرفت را باور نمی کنم.

خرس پرسید:‌ ثابت کنم؟ جناب رئیس جواب داد:‌ بله، چون من می گویم خرس‌های حقیقی را فقط در باغ وحش‌ها و سیرک‌ها می توان پیدا کرد. ‌دستور داد که خرس را با جیپ به نزدیکترین شهری ببرند که باغ وحش داشت. ‌خود نیز با اتومبیلش همراه او رفت.

خرس‌های باغ وحش همین که خرس غریبه را دیدند سرشان را تکان دادند و گفتند:‌ این خرس خرس حقیقی نیست. خرس حقیقی که سوار جیپ نمی شود. ‌خرس حقیقی، مثل ما، در قفس زندگی می کند. ‌خرس خشمگینانه فریاد زد:‌ شما اشتباه می کنید. ‌من خرسم! من خرسم!

جناب رئیس لبخند زد و گفت:‌ تو شهر بزرگ بعدی یک سیرک هست. ‌خرسهای سیرک بسیار باهوشند. می رویم آنجا تا تو حرفت را ثابت کنی. ‌خرسهای سیرک مدت بسیار زیادی به خرس غریبه چشم دوختند و بالاخره گفتند:‌ او شبیه خرس هست ولی خرس نیست. ‌خرس با اندوه جواب داد:‌ نه. کوچکترین خرس سیرک داد زد:‌ او چیزی نیست جز یک مرد تنبل که لباس پشمی پوشیده و حمام نرفته. ‌همه خندیدند. ‌جناب رئیس هم خندید. ‌خرس بیچاره به قدری غمگین بود که نمی دانست چه باید بکند.

و هنگامی که به کارخانه برگشت، برای خرس یک لباس کار آورد، و به او گفت ریشت را بزن، او مثل بقیه کارگران کارت حضور و غیاب را ساعت زد. ‌نگهبان کارخانه او را پشت ماشین بزرگی برد و به او گفت که چه باید بکند. ‌خرس سرش را تکان داد که یعنی چشم.

از آن به بعد خرس یک کارگر کارخانه بود و روز پس از روز، هفته پس از هفته، و ماه پس از ماه پشت ماشین می ایستاد و کار می کرد.

برگ درختان که زرد شد، حس خستگی در بدن خرس شروع کرد به ریشه دواندن. ‌هر چه برگها بیشتر و شادمانه تر در باد پاییزی می رقصیدند، خرس بیشتر و بیشتر خسته می شد. همکارانش مجبور می شدند صبحها او را از تختخوابش بیرون بکشند و چندان نگذشت که، بی آنکه دست خودش باشد، پشت ماشین به خواب می رفت.

یک روز نگهبان کارخانه پیشش آمد و داد زد:‌ تو داری به تولید کارخانه لطمه می زنی. ‌ما اینجا به کارگر تنبل بی عرضه‌ای مثل تو احتیاج نداریم. ‌تو اخراجی!

خرس ناباورانه به او نگاه کرد و پرسید:‌ اخراج؟ منظورت این است که من هر جا دلم بخواهد می‌توانم بروم. ‌نگهبان کارخانه داد زد:‌ نه، هیچ کس جلویت را نمی گیرد.

خرس فرصت را از دست نداد. ‌زود بقچه‌اش را برداشت و از کارخانه بیرون رفت.

یک شب و یک روز و سپس یک روز دیگر پیاده راه رفت. ‌او از میان برف کشان کشان به جنگل رفت. آن قدر رفت و رفت و رفت تا به یک غار رسید.

بیرون غار نشست و به خود گفت:‌ نمی‌دانم چه باید بکنم، ای کاش این قدر خسته نبودم. ‌او مدت بسیار درازی آنجا نشست به افق خیره شد، به زوزۀ باد گوش سپرد و به برف اجازه داد که روی او ببارد و بپوشاندش.

به خود گفت:‌ حتم دارم که یک چیز خیلی مهم را فراموش کرده‌ام، ولی آن چیز چیست؟ چه چیز را فراموش کرده‌ام؟



تاريخ : سه شنبه هجدهم مهر 1391 | 18:23 | نویسنده : پروین دشتی نژاد پور |

درس دوم علوم پایه ششم

انسان اولیه به تدریج که نیاز به تصویر کردن اشیاء، یادداشت کردن وقایع و ارسال

     پیام های کتبی را درک کرد، اهمیت و ضرورت شیئی که بتواند بر روی آن اثر به جا

     ماندنی را ثبت کند، دریافته بود و همواره در راه دستیابی به آن تلاش می‌کرد.

    کلمه کاغذ از واژه چینی کاکتز گرفته شد. ( نام فارسی آن را رخنده یا پرزه است)

   تاریخچه

    در بین النهرین از لوحه های گلی، در مصر (1838 ق.م) از پاپـیروس، در چین از

     حکاکی بر روی لوحه های چوبی و نمد با قلم مو و پارچه ابریشمی، این منظور را عملی

    می کردند. با توجه به اینکه صنعت نمد مالی در خاور دور سنّت و متداول بود، فردی چینی به نام

     تسائی لون (105 میلادی) از قطعات کهنه و اضافی ابریشم، خمیر و بعد ورقه‌هایی به صورت نمد

     درست کرد و از آن به کمک قلم مو برای نقاشی و نوشتن استفاده کرد و بعد به جای ابریشم،

     چوب خیزران و درخت توت را بکار گرفت. در حقیقت باید او را اولین مخترع کاغذ در دنیا دانست.

    سیر تحولی رشد

    کارگران چینی که در سال 751 به دست ایرانیان اسیر شدند این فن را با استفاده از کتان و شاهدانه

    به مردم سمرقند آموختند و بعدها توسط مسلمانان در بغداد، دمشق و حتی مراکش و اسپانیا

     متداول شد. اولین کارخانه کاغذ سازی در سال 1154 در اسپانیا و اولین آسیاب تهیه پودر چوب

     در سال 1190 در فرانسه تأسیس شده بود.

    در ایران فعالیت کاغذ سازی اولین بار با تأسیس کارخانه مقواسازی و با استفاده از کاغذهای

    باطله در سال 1313 شمسی در کرج شروع شد و حدود 15 سال است که با تأسیس دو

    کارخانه ی  کاغذ سازی پارس در هفت تپه خوزستان و کارخانه  ی چوب و کاغذ ایران     (چوکا) در  گیلان، به صورت یک تکنولوژی مدرن و پیشرفته درآمده است.

 

    مواد اولیه تهیه کاغذ

    مواد اولیه انواع کاغذ بطور کلی، مواد سلولزی است که از منابع مختلف تهیه می‌شوند:

    • ساقه کتان، شاهدانه، پنبه که الیاف بلند (در حدود 1.2 تا 6 میلی متر) دارند.

    • ساقة گیاهانی مانند گندم، جو (کاه)، نی، کنف و غیره.

    • درختانی که برگ سوزنی دارند، مانند کاج (با الیاف بلند ) و یا برگ پهن، دارند مانند

    چنار (با الیاف کوتاه در حدود 0.5 تا 1.2 میلی متر)

    • انواع کاغذ‌های باطله و یا خرده‌ها و قطعات مقوای کهنه

    • الیاف تفاله نیشکر

     برخلاف این تصور که تولید کاغذ اساسا یک فرآیند مکانیکی است، در این فرآیند، پدیده‌های   

    شیمیایی نقش برجسته‌ای دارند. از تبدیل چوب به خمیر کاغذ گرفته تا تشکیل کاغذ،  اصول  

    شیمیایی دخالت آشکاری دارند.

     لیگنین زدایی از یک منبع گیاهی مناسب، معمولا چوب، یک فرآیند شیمیایی ناهمگن

    است که در دما و فشار زیاد انجام می‌شود.

    دامنه شیمی کاغذ، وسیع و جالب است شامل مباحثی از قبیل شیمی کربوهیدراتها، 

    رنگدانه‌ های معدنی، رزینهای آلی طبیعی و سنتزی و افزودنی‌ های پلیمری متعدد می ‌باشد

     در فرآیند تشکیل نیز تا حد زیادی شیمی کلوئید و شیمی سطح دخالت دارد.

      نقش پلیمر، شیمی محیط زیست و شیمی تجزیه را نیز نباید فراموش کرد.

                          «   باگاس» یا تفاله نیشکر هم از مواد اصلی خمیرکاغذ به شمار می‌رود

         مراحل تهیه کاغذ

         • تبدیل چوب به قطعات ریز:

    با استفاده از ماشین پوست کنی، و دستگاه تولید تراشه و عبور تراشه‌ها از

    الک مخصوص صورت می‌ گیرد و قطعاتی به طول حداقل 4 و عرض 2 سانتی متر

    (در مورد چوب) به دست می‌آید.

        • پختن چوب و تولید خمیر:

    این عمل ممکن است از طریق مکانیکی یعنی، بدون استفاده از مواد شیمیایی و 

    توسط بخار آب جوش، تحت فشار صورت گیرد که معمولاً برای تهیه کاغذهای ارزان و کاهی،

     مانند کاغذ روزنامه متداول است.

      در روش شیمیایی از هیدروکسید سدیم (در روش قلیایی)، سولفیت هیدروژن کلسیم،

     در محیط اسیدی (PH=2-3 ، روش بی سولفیت) و یا سولفیت سدیم (در روش سولفیت)

     همراه با کمی کربنات سدیم در دمای بالاتر از 100 درجه سانتیگراد و تحت فشار،

     استفاده می ‌شود. در این مرحله خمیر قهوه‌ای رنگی حاصل می ‌شود

    که از آن در تهیه مقوا، کارتن، و یا کاغذ‌های کاهی استفاده می‌ شود.

         • شستشوی خمیر کاغذ:

    شستشوی قلیایی، که با استفاده از محلول 3 درصد سود در دمای 45 تا 50 درجه سانتیگراد

     به مدت یک تا دو ساعت صورت می‌گیرد.

    این عمل برای جدا کردن لیگتین و کاهش رنگ خمیر انجام می ‌پذیرد.

    برخلاف این تصور که تولید کاغذ اساسا یک فرآیند مکانیکی است، در این فرآیند،

 

     پدیده‌های شیمیایی نقش برجسته‌ای دارند.

   

    از تبدیل چوب به خمیر کاغذ گرفته تا تشکیل کاغذ، اصول شیمیایی دخالت آشکاری دارند.

 

      • اعمال شیمیایی (رنگ زدایی) در دو مرحله صورت می‌گیرد:

     1    . کلر زنی، که در PH=2 تا دمای 25 تا 45 درجه سانتیگراد به مدت تقریبی یک ساعت

     صورت می‌گیرد. در این مرحله لیگتین باقیمانده در خمیر، به صورت محلول در می ‌آید که

      بسته به نوع مواد شیمیایی به کار رفته برای پخت، بین 3 تا 15 درصد ممکن است تغییر کند.

 

     2. رنگ زدایی که توسط هیپوکلریت سدیم (به صورت محلول 3 درصد)، دی اکسید کلر، پراکسید

     هیدروژن، ازون، و غیره در PH=9-10 صورت می‌گیرد. تا اینکه لیگتین فقط اکسید شود و سلولز

      تحت تأثیر قرار نگیرد.

           • خشک کردن خمیر کاغذ:

     در این مرحله خمیر کاغذ را از دستگاه تمیز کننده و توری‌هایی که دارای سوراخهای

     2 تا 3 میلیمتری‌اند، عبور می ‌دهند تا قسمت عمده آب خود را از دست بدهد.

     بعد آن را از پرسهای قوی عبور می‌دهند تا باقیمانده آب آن نیز خارج شود.

          • پرس کردن، برش زدن و بسته بندی:

     با عبور خمیر خشک شده از میان غلتک ‌های مخصوص، آن را به صورت صفحات کاغذ در آورده

      و توسط دستگاه برش آن را در اندازه‌ های مورد سفارش و نیاز بازار مصرف برش می ‌دهند

        و بسته بندی می ‌کنند.

          منبع: دریادریا آموزش

 



تاريخ : چهارشنبه دوازدهم مهر 1391 | 15:22 | نویسنده : پروین دشتی نژاد پور |
<< مطالب جدیدتر         مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By SlideTheme :.